با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

فال حافظ روزانه

دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق راه مستانه زد و چاره مخموری کرد نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود آن چه با خرقه زاهد می انگوری کرد غنچه گلبن وصلم ز نسیمش ...

باور حس زندگی

زندگی تصویریست! قلم و کاغذ و رنگش از توست. قلمت را بردار! و به نقاشی آن همّت کن! گاه گاهی دو سه گامی به عقب پای گذار، و تماشایش کن. گر پسندیدی آن، حرفی نیست. غیر از آن بود، هنوز، کاغذ و رنگ و قلم در کفِ توست. تا زمانی باقیست، قلمت را بردار و به رنگی خوش تر، روشن و روشن تر، نقشِ دیگر انداز. و به پیکارِ سیاهی پرداز… همچو سهراب بگو زندگی رسم خوشایندی است زندگی ...

احساس دل

حالا که روز و روزگارمون یکی شد حالا که حرف دلامون یکی شد حالا که آسمون پر ستاره شبامون یکی شد حالا که دست تو دست سمت نگامون یکی شد حالا که تیک تیک قلبامون یکی شد حالا که عطر نفسهامون یکی شد بذار یه چی بهت بگم !! بگم؟!!!! دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم، خانومم!

فال حافظ روزانه

رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی می‌گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم می‌کردم اندر آن گل و بلبل تاملی گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق آن را تفضلی نه و این را تبدلی چون کرد در دلم اثر آواز عندلیب گشتم چنان ...

فال حافظ روزانه

روشنی طلعت تو ماه ندارد پیش تو گل رونق گیاه ندارد گوشه ابروی توست منزل جانم خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد تا چه کند با رخ تو دود دل من آینه دانی که تاب آه ندارد شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت چشم دریده ادب نگاه ندارد دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری جانب هیچ آشنا نگاه ندارد رطل گرانم ده ای مرید خرابات شادی شیخی ...

چوب و شیشه

چوب و شیشه تو را از شیشه می سازد ، مرا از چوب می سازد خدا کارش درست است ، این و آن را خوب می سازد تو را از سنگ می آرد برون ، از قلب کوهستان مرا از بید خشکی در کنار جوب می سازد در آتش می گدازد تا تو را رنگی دگر بخشد به سوهان می تراشد تا مرا ...

فال حافظ روزانه

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد به خط و خال گدایان مده خزینه دل به دست شاهوشی ده که محترم دارد نه هر درخت تحمل کند جفای خزان غلام همت سروم که این قدم دارد رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست نهد به پای قدح هر که شش درم دارد زر از بهای می ...

فال حافظ روزانه

ببرد از من قرار و طاقت و هوش بت سنگین دل سیمین بناگوش نگاری چابکی شنگی کلهدار ظریفی مه وشی ترکی قباپوش ز تاب آتش سودای عشقش به سان دیگ دایم می‌زنم جوش چو پیراهن شوم آسوده خاطر گرش همچون قبا گیرم در آغوش اگر پوسیده گردد استخوانم نگردد مهرت از جانم فراموش دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش دوای تو دوای ...

احساس دوست داشتن

دوست داشتن ی چیزی شبیه به گم شدنه، توی یه آدم دیگه. حالا هرچی کسی رو بیشتر دوست داشته باشی، عمیق‌تر گم می‌شی. یه جاهایی دیگه نمی‌دونی برای خودت داری زندگی می‌کنی یا برای اون. حالا دیگه همون آهنگی رو گوش می‌دی که اون گوش می‌ده. همون کاری رو انجام می‌دی که اون می‌خواد. همون حرفی رو می‌زنی که اون دوست داره. حالا دیگه حق داری حسادت کنی، حالا دیگه چشم به ...

فال حافظ روزانه

دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر کز آتش درونم دود از کفن برآید بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش نگرفته هیچ کامی جان از بدن ...