بر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود . . .

چشمانت پر انوار محبت بر دل آشفته دریا زده ام
می تابد و وجودت که نشاط گل سرخ دشت غمه ای من ست
و این حس غریبم که پر از خواستن توست!



دلت را به هرکسی نسپار
این روزها مردم از سپرده بهره میخواهند



نمی دانم محبت را
بر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود
بر چه گلی بنویسم که هرگز پرپر نشود
بر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود
برچه آبی بنویسم که هرگز گل الود نشود
برچه قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود






کاش میدانستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد
خودش محتاج قطره ای از باران محبت بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *