تو را به خدا سپردم

دختر پسر کوچکی با هم تو کوچه داشتن گریه میکردن!

مردی آمد و گفت: دخترم چرا گریه میکنی؟

گفت: عمو عروسکم پاره شده.

از پسره پرسید تو چرا گریه میکنی؟

گفت آخه عروسکم داره گریه میکنه.
.
.
همــــیشـه دقــیقآ وقـــــتی پـُر از حـــرفی

وقتـــی بغــــض میکـــُنی

وقتـــی دآغونــــی

وقــــتی دلــِت شکــــستـه

دقیقــــا همیـــن وقـــــتآ

انقــــدر حـ ـرف دآری کـــه فقــط میتونــی بگـ ـی :

“بیخـــیآل“…
.
.
غریبه مواظب عشقم باش…..
نزارمثل من خنجربخوره……
نزارعشقش بی دلیل ترکش کنه…..
نزارمثل من به گرمای دستی گرم بشه که میدونه یه روزاین دستازمستونوبهش هدیه میدن…..
نزارباجای خالیتوعطرت زندگیشوپرازرویای بودنت کنه…..
هرچندمیدونم تواونوازمنم داغون ترمیکنی……………….امامن دیگه برگشتنی نیستم .
.
.
تورابه خداسپردم خدایی که

ثانیه یی تورابه من نسپرد

منبع:نازتک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *