با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

تو را پاک آفرید ایزد ز خود شرمت نمی آید. . .

در زندگی محتاج یک چیزم :
خنده های مادرم …
.
.
.
.
.
آغوش پدرم می گفت که
گرمای خورشید افسانه است !
.
.
.
.
.
عاقبت همه‌ی ما زیر این خاک آرام خواهیم گرفت
ما که روی آن دمی به همدیگر مجال آرامش ندادیم !
.
.
.
.
.
بر آنم که هم قافیه بودن
“مرد” با “درد” اتفاقی نیست
.
.
.
.
.
همه شبیه هم هستند
هیچکس شبیه حرف هایش نیست !
.
.
.
.
.
بچه های فقیر فقط در زنگ انشا
تعطیلات را به کنار دریا می روند !
.
.
.
.
.
بر درخت زنده بی برگی چه غم ؟
وای بر احوال برگ بی درخت !
.
.
.
.
.
.دروغ بگو تا باورت کنند
آب زیر کاه باش تا بهت اعتماد کنند
بی غیرت باش تا آزادی حس کنند
خیانت هایشان را نادیده بگیر تا آرام باشند
کذب بگو تا عاشقت شوند
هرچه نداری بگو دارم
هرچه داری بگو بهترینش را دارم
اگه ساده ای ، اگه راستگویی ، اگه باوفایی ، اگه با غیرتی
اگه یکرنگی بدان که همیشه تنهایی رفیق …
.
.
.
.
.
گاهی اوقات آدم دلش یک آشپزخانه آرام
یک استکان چای و مــــادرش را می خواهد …
.
.
.
.
.
تو را پاک آفرید ایزد ز خود شرمت نمی آید
که روزی پاک بودستی ، کنون آلوده دامانی ؟
“پروین اعتصامی”
.
.
.
.
.
هر ردپای آهویی را که دیدی دنبال نکن
این روزها زیادند گرگ هایی که با کفش آهو راه میروند !
.
.
.
.
.
.ﻣﻮﻧﺪﻧﯽ ﺭﺍﻫﺸﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺭﻓﺘﻨﯽ ، ﺑﻬﺎﻧﺸﻮ …
.
.
.
.
.
آدم ها از آن چیزی که از نزدیک می بینید دورترند !
.
.
.
.
.
.
آنان که کهن شدند و آنان که نوند
هریک به مراد خویش لختی بدوند
این کهنه جهان به کس نماند جاوید
رفتند و رویم و دیگر آیند و روند
حکیم عمر خیام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *