با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

شبها منم و عشق تو و…

یاد تو

ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من

وی نام تو روشنگر شام و سحر من

جز نقش تو نقشی نبود در نظر من

شبها منم و عشق تو و چشم تر من

وین اشک دمادم که بود پرده در من

در عطر چمن های جهان بوی تو دیدم

در برگ درختان سر گیسوی تو دیدم

هر منظره را منظری از روی تو دیدم

آرزویت را برآورد میکند ، آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *