با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

فرقی نمی کند چشمانِ تو باشد یا بهشت. . .

چیزی در سینه ام
به شکلی بدخیم تو را می خواهد !



آغوشم درست به اندازه خودت جا دارد
قدِ تمام مچاله شدن هایت
قدِ تمام حفاظتی که از تو آرزو دارم
و قدِ تمام احساسی که از بدرد چیزی خوردن مرا خوشحال می کند !



شاید یک روز یک نفر جوری آدم را بخواهد که
خواستنش به این راحتی ها تمام نشود !
سیلویا پلات



بس کن چقدر خیره به امواج می شوی ؟
دریا که مثل چشم تو زیبا نمی شود !



نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به اندازه ی تو ؟
نمیدانم چون تو را دوست دارم نفس میکشم یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم ؟
نمیدانم زندگیم تکرار دوست داشتن توست یا تکرار دوست داشتن تو زندگیَم ؟
تنها میدانم ، بسیار میخواهم تو را …



در انتظار آغازی دیگرم
انتخاب مجدد جفت ها
تا شاید این بار نوحی بیاید و مرا برگزیند در کنار “تو” !



اگر موهایت نبود
باد را چگونه نقاشی میکردم ؟!



فرقی نمی کند چشمانِ تو باشد یا بهشت
سقوط‌ همیــــــــــــــشه دردناک است !



با من رفت و آمد نکن
رفتن فعل قشنگی نیست
با من فقط راه بیا …



جاده لحظه به لحظه با من می آید
گویی کنجکاو است که برای دیدار چه کسی چنین بیتابم !!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *