نشستم من دمی در….

درد بزرگیه
برای کسی که متوجه نبودنت نیست
پرپر بشی
بهش می گی نگرانت بودم دلم هزار راه رفت
تموم چیزی که می شنوی
یک مرسی خشک و خالیه
*
*
*
غـــصـه دار که ببینـمت
نـفس هم به کامم تلخ می شود
*
*
*
دیگر نمی توانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم
تقصیر خودت بود
آمدی ، رفتی و به هر چه کوتاه عادتم دادی
*
*
*
جای تو خالـــــیــسـت
خالی تر از سفره ی دل کودکی که تازه متولد شده است
*
*
*

دیگر به همه چیز شک کرده ام
می گویند : آب نطلبیده ، مُـــــراد است
هر چه بالا پایین می کنم نمی فهمم
این چشمانم پس کـــِـــی مراد می گیرند
*
*
*
جــآی خالیَت آنقــــَدر بُــــزُرگ شُـــده
که حَـتـی مــــی شَــــــوَد دَر آن زِندِگـــی کَرد
*
*
*
شـایـد روزی بـیـایـد کـه حـال ِ مـن هـم خـوب شـود!
هـوا خـوب شـود
عـشـق خـوب شـود
و تـــــو خـوب ِ مـن شـوی
و مــــن خـوب شـوم
*
*
*
ساعت ها زیر دوش به کاشی های حموم خیره می شی
غذاتو سرد می خوری
لباسات دیگه به تنت نمیاد
ساعت ها به یه آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت اونو حفظ نمی شی
تنهایی از تو آدمی می سازه
که دیگه شبیه آدم نیست
*
*
*
وقتی تو نیستی
شادی کلام نامفهومی ست
که در میان حنجره‌ ام دق می‌کند
اینجا که ساعت ، آیینه و هوا به تو معتادند
*
*
*
زندگی ام بسته به تار مویت
زندگی ام را پشت گوش نیانداز
*
*
*
امــروز هـم گـذشـت و نیامــدی
فــردا هم روز خـداست
*
*
*
می گن قسمت نیست حکمته
من معنی قسمت و حکمت رو نمی دونم
*
*
*
نانوشته هایم بسیارند
مثل بی قراری هایـم
آخر این آشوب درونم مــرا می کشد
*
*
*
چقدر کم توقع شده ام
نه آغوشت را می خواهم نه دیگر بودنت را
همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست
*
*
*
در جمـع من و ایـن بغض بی قرار
جـای تـو خـالی
*
*
*
قــرارمـان فقـط یـک مــانیــتور کـوچـک بـود
امـا اکنــون قلبـم را ببـین
چگونـه بـی قــرار آمـدنـت مـی شــود
*
*
*
نشستم من دمی در خواب باتو
کـنار چشـمه مهتاب باتو
مگـر تـاب و تـوانـم بـرده بـودی
که بـودم لحظه ای بیـتاب بی تو

منبع:نازتک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *