چوب و شیشه

چوب و شیشه

تو را از شیشه می سازد ،

مرا از چوب می سازد

خدا کارش درست است ،

این و آن را خوب می سازد

تو را از سنگ می آرد برون ،

از قلب کوهستان

مرا از بید خشکی

در کنار جوب می سازد

در آتش می گدازد

تا تو را رنگی دگر بخشد

به سوهان می تراشد

تا مرا مطلوب می سازد

تو را جامی که

از شیر و عسل پر کرده اش دهقان

مرا بر روی خرمن بسته

خرمنکوب می سازد

تو را گلدان رنگینی

که با یک لمس می افتد

مرا ،گرد سرت می چرخم

و جاروب می سازد

تو از من می گریزی

باز هم تا مصر رویاها

مرا گرگی

کنار خانه یعقوب می سازد

مرا سر می دهد

تا دشتها آهن و آتش

و آخر در مصاف غمزه ای

مغلوب می سازد

خدا در کار و بارش حکمتی دارد

که پی در پی

یکی را شیشه می سازد ،

یکی را چوب می سازد

“محمد کاظم کاظمی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *