کوتاه میگویم دوستت دارم. . .

اونی که تـو دلم جاشه
با عشقی که تـو چشماشه
ای کاش مال مـن باشه



در هر ورق زمان نوشته ام :
به یادت میمانم حتی اگر هزار صفحه از تـو دور باشم



لبخند که میزنی
پر میشوم از بهانه های خواستنت
پر میشوم از طنین خوش صدای نفسهایت
و زمزمه های در گوشی



چشمهای تـو یک مرض مسری دارند
هربار نگاه میکنمت تب میکند وجودم



صبحی که شروعش با تـوست
خورشید دیگر اضافیست



خوشبختی مگه چقدر چیز عجیبیه ؟
همین که کنار یک نفر بتـونی خودت باشی خوشبختی



تا می رود خشک شود عرق قلبم دوباره
نامی از تـو و باز هم تب می کند قلبم



ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﻴﮕﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻴﺨﻨﺪﻱ
ﭘﺲ ﻳﻪ ﺩﻝ ﺳﻴﺮ ﺑﺨﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻤﻮﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﻗﺸﻨﮕﺖ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ



خورشید بتابد یا نتابد
ماه باشد یا نباشد
شب و روز مـن یکی شده
فرقی ندارد برایم
همه چیز برایم رویا شده
عشق تـو برایم ارزو شده
به رویا و ارزو کاری ندارم
حقیقت این است که دوستت دارم



کوتاه میگویم دوستت دارم
اما از دوست داشتنت کوتاه نمی ایم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *