با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

اس ام اس احساسی غم

فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه…

می رود امــا نـمی میـرد! آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد … امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای … به بعضیام باید گفت:من چشم میذارم تو فقط گمشو!

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها…

کـجا دانـند حال ما الا یا ایها الـساقی ادر کاسا و ناولـها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها بـه بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگـشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افـتاد در دل‌ها مرا در منزل جانان چه امـن عیش چون هر دم جرس فریاد می‌دارد که بربندید مـحـمـل‌ها بـه می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید کـه سالک بی‌خبر نبود ز راه ...

کنار خودت یا خاطره هایت …..!

وقتی یک خاطره می تواند... چه بیهوده اختراع شد ، سَم ، شکنجه ، تیغ ، چوبه ی دار و امثال اینها ….! وقتی یک خاطره می تواند نفست را بند بیاورد زمین گیرت کند ، تو را به گریه بیندازد خونت را به جوش آورد و …….. آری ؛ تقصیر از من است…. آن زمان که گفتی قول بده همیشه کنارم بمانی یادم رفت بپرسم کنار ...

خود گنه کاریم ولی…

زود عادت می کنیم! خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم! غافل از خود،دیگری را هم قضاوت می کنیم! کودکی جان میدهد از درد فقر و ما هنوز... چشم می بندیم و هر شب خواب راحت می کنیم! عمر کوتاه است و دنیا فانی و با این وجود... ما به این دنیای فانی زود عادت می کنیم! ما که بردیم آبرو از عشق،پس دیگر چرا... عشق ...

همیشه من میسوزم…

وقتی می شنوی...وقتی می شنوم...  چهارشنبه سوری راه انداخته ایم سرخ میشوی وقتی می شنوی دوستت دارم زرد میشوم وقتی می شنوم دوستش داری…. سرخی تو از من زردی من از تو! همیشه من می سوزم….و همیشه تو می پری…. می دانی چرا دوستت داشتم ؟؟ چون در ان زمان مترسکی بیش نبودم که به دوستی با کلاغ هم رضایت داشت!

زندگی و دقیقه های دلتنگی من

ما زنده ایم.. پس اين ها همه اسمش زندگي است دلتنگي ها دل خموشي ها ثانيه ها دقيقه ها حتي اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمي كه برايت نوشته ام برسد ما زنده ايم چون بيداريم ما زنده ايم چون مي خوابيم و رستگار و سعادتمنديم زيرا هنوز بر گستره ويرانه هاي وجودمان پانشيني براي گنجشك عشق باقی گذاشته ایم  و این بود زندگی...

تلخی فاصله ها و احساس غریب من

آنچه میماند... تو چرا میخندی؟ تو چرا دل به دل عاشق من میبندی.. وقتی از وسوسه ثانیه ها،در فراسوی زمان اثری نیست که نیست! صحنه در صحنه ولی،صولت خاطره هاست آنچه میماند از این حس غریب.. تلخی فاصله هاست میخواهم برگردم به روزهای کودکی!!!

تنها دلیل رفتن

چمدان مسافر این روزها که آینه هم فکر ظاهر است هرکس که گفته است خدا نیست کافراست با دیدن قیافه این مردمان ِ خوب باید قبول کرد که گندم مقصّر است آن سایه ای که پشت سرت راه می رود گرگی مخوف در کت و شلوار عابر است کمتر در این زمانه بـــه دل اعتماد کن وقتی گرسنه مانده به هر کار حاضر است شاعر فقط برای خودش حرف ...

دست سرنوشت

فقط مال خودم باشه نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت به عشق تو سرش بالاس ، ترانه ی اردیبهشت زیبا اگه موج صدات ، بلرزه ، رنگ غم بشه از اون طراوت چشات اگه یه ذره کم بشه چیکار می تونم بکنم ، جز اینکه آرزو کنم تمام غصه های تو ، فقط مال خودم بشه نبینمت یه وقت بشی ...

از تو میگذرم!

  ساده میگذرم... از تو میگذرم بی آنکه دیگر تو را ببینم ، از تو میگذرم بی آنکه خاطره ای را از تو بر دوش بکشم ، نمیخواهم دیگر طعمی را از عشق بچشم. از تو میگذرم  تویی که گذشتی از همه چیز ، این را هم فراموش میکنم...  جای من در اینجا نیست! به سلامتیه همه اونایی که ساده از کنار هر چیزی میگذرن!!!