با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

اس ام اس تلخ عاشقانه

قطار می رود !

دیر زمانی نیست که منتظرم !! نه منتظر برگشت ! گویند: "اگر عاشق شدن یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است" به نظرت کفاره صد گناه چیست!!! واقعا نمی دانم ! منتظرم !! قطار میرود  تو میروی  تمام ایستگاه میرود  و من چقدر ساده ام  که سالهای سال  در انتظار تو  کنار این قطار ایستاده ام  و همچنان  به نرده های ایستگاه رفته  تکیه داده ام.

“از دل نرود هر آنکه از دیده برفت”

تو ای رفته سفر... تا تو رفتی همه گفتند: "که از دل برود هر آنکه از دیده برفت" وبه ناباوری غصه من خندیدند وکنون آه...تو ای رفته سفر که در این کلبه خاموش هنوز یادگار تو بجاست کاش یک لحظه سرود شب غمگین مرا میخواندی که چه ها بر من آزرده گذشت وبدانی که: "از دل نرود هر آنکه از دیده برفت" جانم به لب رسید،پس کی می آیی!

ان همه عهد فراموشت شد

کی به دادم رسی؟ آخر ای دوست نخواهی پرسید که دل از دوری رویت چه کشید سوخت در آتش و خاکستر شد وعده های تو به دادش نرسید داغ ماتم شد و بر سینه نشست اشک حسرت شد و بر خاک چکید ان همه عهد فراموشت شد چشم من روشن روی تو سپید جان به لب آمده در ظلمت غم کی به دادم رسی ای صبح امید آخر این عشق مرا ...

بی تو بودن، درد دارد!

ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ،ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ درد بی درمان شنیدی؟حال من یعنی همین! بی تو بودن، درد دارد! می زند من را زمین می زند بی تو مرا، این خاطراتت روز و شب درد پیگیرمن است، صعب العلاج یعنی همین! ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ,ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻱ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺎﻩ ﺑﻴﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻣﮕﺮ ...

عشق خود از من گرفت و همدمم دیوار شد

عاقبت تنها شدم!!! دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شد عشق خود از من گرفت و همدمم دیوار شد عاشقش بودم ولی با رفتنش احساس من در کنار پنجره با یاد او آوار شد کاش گاهی بگذرد از کوچه ی دنیای من عمر من پایان گرفت و حسرتم دیدار شد این دل دلخسته و عاشق در این دریای فکر عاقبت تنها شد و پیشانی اش تب ...

اینکه سهم تو نشد درد کمی نیست ولی…

درد یعنی... درد یعنی بزنی دست به انکار خودت عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت به خدا درد کمی نیست که با پای خودت بدنت را بکشانی به سر دار خودت کاروان رد بشود،قصه به آخر نرسد بشوی گوشه ای از چاه خریدار خودت درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد بگذاری برود! آه... به اصرار خودت! بگذاری برود در پی خوشبختی خود و تو لذت ببری از غم و ...

مجالی برای دلتنگی ندارم

دلم هوایت را میکند! بی وفا !! ایـن روزهـا نـه مـجـالـی بـرای دلـتـنـگـی دارم و نـه حـوصـلـه ات را.. ولـی بـا ایـن هـمـه، گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـد . . . رُخ به رُخ که شدیم مــن مات شدم و تــو … چون پادشاهی که از اینگونه فتحهــا زیاد دیده است بی اهمیتـــــــ رد شدی "عاشقتم دیوونه"  

وقتی از چشم تو افتادم…

بعد ِ تو... وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند دل به هر آیینه،هر ...

همیشه من میسوزم…

وقتی می شنوی...وقتی می شنوم...  چهارشنبه سوری راه انداخته ایم سرخ میشوی وقتی می شنوی دوستت دارم زرد میشوم وقتی می شنوم دوستش داری…. سرخی تو از من زردی من از تو! همیشه من می سوزم….و همیشه تو می پری…. می دانی چرا دوستت داشتم ؟؟ چون در ان زمان مترسکی بیش نبودم که به دوستی با کلاغ هم رضایت داشت!

گنج قارون

کز اول بوده‌ام اکنون نبودم همیشه من چنین مجنون نبودم ز عقل و عافیت بیرون نبودم چو تو عاقل بدم من نیز روزی چنین دیوانه و مفتون نبودم مثال دلبران صیاد بودم مثال دل میان خون نبودم در این بودم که این چون است و آن چون چنین حیران آن بی‌چون نبودم تو باری عاقلی بنشین بیندیش کز اول بوده‌ام اکنون نبودم همی‌جستم فزونی بر همه ...