با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

اس ام اس حسرت

“عشق و شادی با تو رفت و غم مرا تنها گرفت”

فریب روزگار... بر من و تو روزگاری رفت و عشقی‌ پا گرفت عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت "شادمانی بود و من بودم، تو بودی، عشق بود" "عشق و شادی با تو رفت و غم مرا تنها گرفت" نغمه هامان در گلو بشکست و شادیها گریخت مرغ رنگین بال عشق ما ر‌ه صحرا گرفت بوسه‌های آتشین بر روی لبهامان فسرد آشنائی‌های ما رنگ جداییها ...

خود گنه کاریم ولی…

زود عادت می کنیم! خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم! غافل از خود،دیگری را هم قضاوت می کنیم! کودکی جان میدهد از درد فقر و ما هنوز... چشم می بندیم و هر شب خواب راحت می کنیم! عمر کوتاه است و دنیا فانی و با این وجود... ما به این دنیای فانی زود عادت می کنیم! ما که بردیم آبرو از عشق،پس دیگر چرا... عشق ...

من کجا و عشق او کجا!

می کشد مرا تشنه را عطش نمی کُشَد ، فکر آب می کُشَد مرا جمعه های سرد و بی طلوع ، این سراب می کشد مرا بس که ندبه خوانده نای من ، صبح خسته از صدای من بس که چشم باز مانده ام ، حرف خواب می کشد مرا عاشقّی و قطره ای چو من ، آن هم عشقِ روی مهر و ماه من کجا ...

نفرین بر هر چی که ناراحت کننده س

نفرین بر هر آنچه... نفرين برهر آنچه که روح آدمي را با جذبه و جادو به سوي خويش مي کشد و او را در اين ماتم کده با نيروهاي اغوا و فريب در بند مي کشد فراتر از همه نفرين بر انديشه هاي والا که جان خويشتن را با آن ها اسير مي سازد نفرين بر فريبندگي خيالات که باري اند بر دوش ...

نفس طغیان گر

حیف است... ای روح مسکین من که در کمند این جسم گناه آلود اسیر آمده ای و سپاهیان طغیان گر نفس ، تو را در بند کشیده اند چرا خویش را از درون می کاهی و در تنگدستی و حرمان به سر می بری و دیوارهای برون را به رنگ های نشاط انگیز و گرانبها آراسته ای ؟ حیف است چنان خراجی هنگفت بر چنین اجاره ای ...

کشتن احساس

طفل احساس آه از انواع غصه های جهان دل بی صاحبم یکی دارد شب به شب با مرور او مردم "خاطره سم مهلکی دارد..." درد دارد که هرچه بنویسی نتوانی که شرح غم بدهی... درد دارد به طفل احساست... "شب به شب قبل خواب سم بدهی..."

ماموریت محال

خواستن اما..... من در یک ماموریتم ماموریتی برای دوری از تو ماموریتی برای فراموش کردنت و فرار کردن از دستت که با تو صحبت نکنم و تورو نبینم در یک کلام: ماموریت غیر ممکن!!!

شکایت

گیسوی یار گله از چشم سیاه تو فراوان دارم در دلم حسرت آهوی بیابان دارم باد می آید و در گیسوس تو می پیچد گفته بودم:خبر از زلف پریشان دارم تو سلیمانی و من مثل نهنگی هستم که گرم آب دهی باز غم نان دارم عشق مثل خوره افتاده به جانم اما- من به دستان طبیبانه ات ایمان دارم نفس حوصله ام تنگ شد از دوری تو در دلم ابر ...

تو هنوز با تمام نبودنت ، تمام بودن منی . . .

آنکه جان داد مرا عشقت بود آنچه لرزاند مرا هجرت بود … . . . آدم گاهی میخواهد حرف بزند اما نمیداند با چه کسی ، پس لال می شود ، خفه می شود ، وقتی که هرکه هست نمیفهمدت و هرکه “میفهمدت” نیست ! . . . دلگیرم… همانند آن مترسکى که هر روز باید تمسخر و غار غار خندیدن کلاغ هاى بى احساس را تحمل کند. . . . . . از جان ...

جهانی را تصور کن بدون ِ اینترنت . . . .

مورد داشتیم تو بیمارستان داشتن پانسمان مریضو عوض میکردن به دختره گفتن: “یه گاز از پرستار بگیر و بیا…” . . . هیچی دیگه هنوز پرستار کبوده -------------------------------------------- -------------------------------------------- بچه ها… بچه ها یه شارژ ایرانسل بخرید , رمزشو بفرستید واسه من….!!! بعدش من گوشیم شارژ میشه!! . منم اول باورم نشد… خیلی عجیبه… نه , خارج از شوخی… ناموسن امتحان کنید!! -------------------------------------------- -------------------------------------------- کوچولو موچولو لولو مولو هلو نونو جووووووووون . . . . . . این پیام صرفا جهت غنچه کردن لب های شماست و فاقد هرگونه ارزش دیگری ...