با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

اس ام اس عاشقانه

ساعت ۰۰:۰۰ منو تو

00:00 ما را غم نیمه شب به هم دوخته بود گویی دلمان برای هم سوخته بود در ساعت صفر عاشقان شاد شوند ما ساعتمان  ز غم برافروخته بود ------------------------------ امید دارم اگر کسی رو میخواهین ترک کنین ، یهو زمینش نندازین چرا که زخم زمین خوردنش هیچ وقت ترمیم نمیشود و در قلبش دردش باقی می ماند

شبها منم و عشق تو و…

یاد تو ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من وی نام تو روشنگر شام و سحر من جز نقش تو نقشی نبود در نظر من شبها منم و عشق تو و چشم تر من وین اشک دمادم که بود پرده در من در عطر چمن های جهان بوی تو دیدم در برگ درختان سر گیسوی تو دیدم هر منظره را منظری از روی تو دیدم آرزویت را ...

لبانت را به نوازش لب های عاشق من بسپار…

گوش کن در شب کوچک من ، افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهرۀ ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟ شعر فروغ فرخزاد یاد ما را با خود خواهد برد من غریبانه به این خوشبختی می نگرم من به نومیدی خود معتادم گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟ در شب اکنون چیزی می گذرد ماه سرخست و مشوش و بر این بام که ...

شوق دید ار تو لبریز شد از جام وجودم!

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم!!! بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم Lonely I walked through the alley again on moonlit night, My body, a pair of eyes seeking your sight, شوق دید ار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم My soul, a cup brimming with your pleasure, I ...

از ته دل دوستت دارم تا آخر خط…

شباهت بین عشق و جریان برق... Love and electricity are one in the same, my dear. If you do not feel the jolt in your soul every time a kiss is shared, a whisper is spoken, a touch is felt, then you are not really in love at all. عشق و جریان برق شبیه هم هستند عزیزم اگر وقتی که می بوسی یا کلمات عاشقانه ...

وجودم از تمنای تو سرشار است

همین فردا... من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز رود آنجا که می یافتند کولی های جادو گیسوش شب را همان جا ها که شب ها در رواق کهکشان ها خود می سوزند همان جاها که ...

بنشین تماشایت کنم

اکنون که پیدا کرده ام... عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم اکنون که پیدا کرده ام ، بنشین تماشایت کنم الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم بنشین که با من هر نظر،با چشم دل ،با چشم سر هر لحظه خود را مست تر ، از روی زیبایت کنم بنشینم و بنشانمت آنسان که ...

چاره جز آنکه به آغوش تو بگریزم نیست!

چاره جز آنکه هیچ جز یاد تو رویای دلاویزم نیست هیچ جز نام تو حرف طرب انگیزم نیست عشق می ورزم و می سوزم و فریادم نه دوست می دارم و می خواهم و پرهیزم نیست نور می بینم و می رویم و می بالم شاد شاخه میگسترم و بیم ز پاییزم نیست تا به گیتی دل از مهر لبریزم هست کار با هستی از دغدغه لبریزم نیست بخت ...

مجالی برای دلتنگی ندارم

دلم هوایت را میکند! بی وفا !! ایـن روزهـا نـه مـجـالـی بـرای دلـتـنـگـی دارم و نـه حـوصـلـه ات را.. ولـی بـا ایـن هـمـه، گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـد . . . رُخ به رُخ که شدیم مــن مات شدم و تــو … چون پادشاهی که از اینگونه فتحهــا زیاد دیده است بی اهمیتـــــــ رد شدی "عاشقتم دیوونه"  

رفتنت در من شمعی روشن کرده…

رفتنت... پروانه نیستم اما سال‌هاست دور خودم می‌چرخم وُ می‌سوزم رفتنت در من شمعی روشن کرده است انگار! من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شبها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم: تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی! کاش بودی تا دلم تنها نبود!