جملکس عاشقانه زیبا

دلنوشته های زیبا و دوستداشتنی درباره اولین دیدار

خیالت را از من نگیر سوگند به زیبائی چشم هایت و به ریزش همیشگی اشکهایم که من به خیال با تو بودن نیز قانعم خیالت را از من نگیر که خیالت مهربان ترین تصویر جهان است یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود روز و شب در طلب و هر لحظه بیدار تو بود دیدگانم را چه دانی که دگر سوئی نیست به فدایت که آن هم ...

خانه اما بی عشق،جای خندیدن نیست،جای ماندن هم نیست!

بايد از كوچه گذشت خانه ات زيباست نقش هايت همه سحرانگيز است پرده هايت همه از جنس حرير خانه اما بي عشق ، جاي خنديدن نيست جاي ماندن هم نيست بايد از كوچه گذشت به خيابان پيوست و تكاپوي كنان عشق را بر لب جوي و گذر عمر و خيابان جوئيد عشق بي همهمه در بطن تحرك جاريست ***** تن تماميت زيبايي پيراهن نيست مهرباني با تن، مثل يك جامه بهم نزديكند و اگر ...

چه قدر فاصله اینجاست بین آدمهاست. . .

من پذیرفتم شكست خویش را پندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم كه عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت كنم با فراموشی هم آغوشت كنم می روم از رفتنم دل شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش گرچه تو تنهاتراز ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را . .. . بگذار نفسهایم در آرزوی دیدار تو به شماره ...

می خواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم…

تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشا ی تو همین یک لحظه باقی است……….. . . . . . مهر ماه رو به پایان است…… اما مهر ما به شما همچنان به قوت خود باقیست . . . . . می خواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم… یکی بود، یکی… بی خیال…! خلاصه اش می ...

ﻣﯿﺘﻮﺍنم ﺗﻤﺎﻡ زندگیم ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ بگیرم. . . .

با تو قدم زدن را آنقدر دوست دارم که به جای خانه برای عشقمان جاده خواهم ساخت … . . . با مداد کودکیم مى نویسم دوستت دارم چون کودکى هیچوقت دروغ نمى گوید !!! . . . آدما خیلی نمیتونن از هم دور باشن ، بالاخره یه چیزی جا میمونه که مجبورن برگردن ! سعی نکن از من دورشی چون دلت اینجاست … . . . ﻣﯿﺘﻮﺍنم ﺗﻤﺎﻡ زندگیم ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ...

قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی. . .

آدم ها فراموش نمیکنند ………!!!!! فقط دیگر ساکت میشوند ……. همین …….!!!!!!! . . . . . مچاله کن …….. بشکن ……. خط بزن ……… خلاصه راحت باش ……… ارث بابات که نیست ……. دل تنهای منه ……. تنهاس دلم داغونم…….. . . . . بر ساحل زندگی قدم می زنم بی خیال فکر تو دنیای خود را نقاشی می کنم بی خیال تمام آنچه باید باشد نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم بی خیال همه رفت ها به داشته های خود ...

نبار باران….نبار لعنتی….!

مجموعه : عاشقانه به سلامتی...اونایی که هزار تا خاطر خواه دارن ولی دلشون اسیر یه بی معرفته... به سلامتی...اون نبودن هایی که هیچ بودنی جاشونو پر نمیکنه... به سلامتی...اونایی که موندن زیر آواری که یه روزی محکم ترین تکیه گاهشون بود... به سلامتی...تنهاییم که هر وقت بهش خیانت کردم بازم اومد سراغم.... . . . . . تنهایی قدرت میخواهد...و این قدرت را کسی به من داد که.... میگفت ...هیچ وقت تنهایت نمیگذارم.... . . . . . . نبار باران....نبار ...