با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

جملکس عاشقانه

در یک احساس ماندگار شوید

عاشق اگر شدید؛ دل اگر دادید بمانید پای دلِ رفته تان.. بمانید پایِ کسی که دل و دنیایتان را لرزانده برای دلتان..برای عشقتان صبر کنید.. نه یک شب که هزار شب،که هزار سال صبر کنید نگذارید عشق از دست دلتان برود عاشق اگر شدید دل اگر دادید قبل از همه چیز صبر کردن را یاد بگیرید.. عاشق ماندن را یاد بگیرید به خدا آبروی عشق همین "صبر" کردن است. " خاطرات ...

دلنوشته های زیبا و دوستداشتنی درباره اولین دیدار

خیالت را از من نگیر سوگند به زیبائی چشم هایت و به ریزش همیشگی اشکهایم که من به خیال با تو بودن نیز قانعم خیالت را از من نگیر که خیالت مهربان ترین تصویر جهان است یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود روز و شب در طلب و هر لحظه بیدار تو بود دیدگانم را چه دانی که دگر سوئی نیست به فدایت که آن هم ...

جملات خیلی زیبا و جالب در مورد زندگی

زندگی باید کرد...! روزگارا: تو اگر سخت به من میگیری، با خبر باش که پژمردن من آسان نیست، گرچه دلگیرتر از دیروزم، گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند، لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست زندگی باید کرد...! راستی ثانیه ها نامردند؛ گفته بودند که بر می گردند؛ برنگشتند و پس از رفتنشان؛ بی جهت عقربه ها می گردند ... زندگی کسالت بار نیست، بلکه کسالت در مردمی است که از پشت ...

آدم به عـــــطر یک لیوان نسکــــــــــــافه دل ببندد . ..

بعضی “آه” ها را هرچقدرم هم از ته دل بکـــــــــــشی،بازهم سینه ات خالی نمیشود… امروز سینه ی من پـــــــــــــراست از آن “آه” ها…!! . . . گاهی پشت پنجره هم نمیتوان گریست… در دل،آهسته و آرام… نم نم و پیوسته میباری و فقط سرانگشتان احساست، خیسی این حس دردناک را میفهمد… . . . خسته ام… روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیند پشتش را بکند به دنیا،پاهایش را بغل کند و بلند بلند ...

من سالهاست که در خفا گریه میکنم . .

صفحه های تقویم مرا یاد گذر زمان می اندازند ! نمیدانم ، پس کی زندگی شروع می شود ؟ . . دستم به تو نمیرسد ، ستاره شبهای من اما نگاهم هر شب ، آسمان تو را در آغوش میگیرد !!! . . . شبیه خاکستر سیگار پیرمردی شده ام که آلبوم عکسهای قدیمی اش را با حسرت ورق میزند و هر از گاهی دستی به عکسی میکشد و ...

سقوط‌ همیــــــــــــــشه دردناک است . . .

چطور از خداوند معجزه میخواهی ؟؟؟ به خودت نـــــگاه کن … معجزه یعنی چشمــــهایت ! . . . بس کن چقدر خیره به امواج می شوی ؟ دریا که مثل چشم تو زیبا نمی شود !!! . . . . نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به اندازه ی تو ؟ نمیدانم چون تو را دوست دارم نفس میکشم یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم ...

به من از شعله ی گرم نگاهت نور دادی. . .

نمی خواهم به جز من دوست دار دیگری باشی نمی خواهم برای لحظه ای حتی به فكر دیگری باشی نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری بیند نمی خواهم كسی نامش،بر لبهای تو بنشیند نمی خواهم به غیر از من بگیرد دست تو دستی نمی خواهم كسی یارت شود در راه این هستی .. . . . مرا انسان بخوان شاید كه روزی بعد برایت قصه ی عشقی بخوانم تو را در فكر ...

گذشته در چشمانم مانده است. . . .

بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته آسمان پر باران چشم هایم بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟ . . . گذشته در چشمانم مانده است عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود ...

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم . . .

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛ وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛ و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایكاش می دانستی بدون تو، مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت، زندگی چه تلخ وناشكیباست. ایكاش می دانستی مرز خواستن كجاست، وایكاش میدیدی قلبی راكه فقط؛ برای تو می تپد و بخاطر همین زنده هستم دوست ...

خوش به حال اونی که دستای تو رو. . . .

ایــنجـــــا من،… کــــــسی را مینویسم و گه گاه خودم را که همه او شد و ماند و خواهد بود من عشق را خواهم نوشت… آری خواهم نوشت . . . آروم آروم به نبودنت عادت میکنم… چون هیچوقت داشتنت رو تجربه نکردم…. دیگه به داشتن چشمهای پر از حسرتم عادت کردم … سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی انقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی… نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم. دیگه بی هوا خندیدن رو یاد ...