با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

اس ام اس دلشکستگی

دلم به حال خودم سوخت…

دلم گرفته بود... دیشب دفتری رو که دلتنگیهامو توش نوشته بودم... پاره کردم آخه دلم گرفته بود، وقتی که خوندمش دلم به حال خودم سوخت به عشق پاکی که اون لیاقتشو نداشت میدونم برمیگرده اماخیلی دیر… روزیکه اشکهاش آتیش دلمو خاموش کنه!!! دلم گرفته از خیلیا...

“عشق و شادی با تو رفت و غم مرا تنها گرفت”

فریب روزگار... بر من و تو روزگاری رفت و عشقی‌ پا گرفت عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت "شادمانی بود و من بودم، تو بودی، عشق بود" "عشق و شادی با تو رفت و غم مرا تنها گرفت" نغمه هامان در گلو بشکست و شادیها گریخت مرغ رنگین بال عشق ما ر‌ه صحرا گرفت بوسه‌های آتشین بر روی لبهامان فسرد آشنائی‌های ما رنگ جداییها ...

چه غمی دارم اگر با دگران می گذری!

خبرت هست؟ دیدم از کوچه ی ما با دگران می گذری با دلم گفت نگاهت : نگران می گذری خبرت هست که دل از تو بریدم زین روی دیده می بندی و چو بی خبران می گذری گاه بشکفته چو گلهای چمن می آیی روزی آشفته چو شوریده سران می گذری ما نظر از تو گرفتیم چه رفته است تو را که به ناز از بر صاحب نظران ...

فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه…

می رود امــا نـمی میـرد! آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد … امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای … به بعضیام باید گفت:من چشم میذارم تو فقط گمشو!

ماههیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند!!!

تنهایی من... گول دنیا را مخور، ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند، بره های این حوالی گرگها را میدرند، سایه از سایه گریزان در میان کوچه ها، زنده ها هم آبروی مرده ها را میبرند... پشت تنهایی من که رسیدی گوشهایت را بگیر اینجا سکوت گوش را کر میکند... تو کز محنت دیگران بی غمی...

“از دل نرود هر آنکه از دیده برفت”

تو ای رفته سفر... تا تو رفتی همه گفتند: "که از دل برود هر آنکه از دیده برفت" وبه ناباوری غصه من خندیدند وکنون آه...تو ای رفته سفر که در این کلبه خاموش هنوز یادگار تو بجاست کاش یک لحظه سرود شب غمگین مرا میخواندی که چه ها بر من آزرده گذشت وبدانی که: "از دل نرود هر آنکه از دیده برفت" جانم به لب رسید،پس کی می آیی!

لبانت را به نوازش لب های عاشق من بسپار…

گوش کن در شب کوچک من ، افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهرۀ ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟ شعر فروغ فرخزاد یاد ما را با خود خواهد برد من غریبانه به این خوشبختی می نگرم من به نومیدی خود معتادم گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟ در شب اکنون چیزی می گذرد ماه سرخست و مشوش و بر این بام که ...

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها…

کـجا دانـند حال ما الا یا ایها الـساقی ادر کاسا و ناولـها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها بـه بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگـشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افـتاد در دل‌ها مرا در منزل جانان چه امـن عیش چون هر دم جرس فریاد می‌دارد که بربندید مـحـمـل‌ها بـه می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید کـه سالک بی‌خبر نبود ز راه ...

شوق دید ار تو لبریز شد از جام وجودم!

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم!!! بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم Lonely I walked through the alley again on moonlit night, My body, a pair of eyes seeking your sight, شوق دید ار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم My soul, a cup brimming with your pleasure, I ...

دلم را که باد نیاورده بود…

سخته... گفتند فراموشت کنم اما به یاد آوردنت هر روز درد آورترین شکل فراموشیست …! چه سخته دلتنگ صدایی باشی که…. بهش قول دادی هیچوقت مزاحمش نشی..! سخته … واسه خوشبخت شدن کسی دعا کنی که یه روز واسه خوشبخت کردنت قسم میخورد …! آمدنت را حیران بنگرم یا رفتنت را مات بمانم باد آورده را باد می برد قبول دلم را که باد نیاورده بود… نگاه تو تلخ ، ...