اس ام اس رمانتیک

بهترین داراییم !!

تنها یک نیرو است که قدرت واقعی دارد و آن نیروی محبت است آدمی که عشق می ورزد دنبال قدرت نمی رود او خود صاحبِ قدرت است اگر کسی را یافتی که در لبخندت، غمت را دید، در سکوتت، حرفهایت را شنید، و در خشمت ، محبت را فهمید ، بدان او ،بهترین دارایی زندگی توست. همسر عزیزم !بهترین دارایی ام ! با یک حس قشنگ می گویم همه آرامش ...

شبها منم و عشق تو و…

یاد تو ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من وی نام تو روشنگر شام و سحر من جز نقش تو نقشی نبود در نظر من شبها منم و عشق تو و چشم تر من وین اشک دمادم که بود پرده در من در عطر چمن های جهان بوی تو دیدم در برگ درختان سر گیسوی تو دیدم هر منظره را منظری از روی تو دیدم آرزویت را ...

ناز چشم تو!

آنقدر محو... گفته بودی: که چرا محو تماشای منی؟ آنقدر محو، که حتی مژه بر هم نزنی! مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدرِ مژه بر هم زدنی! "از دل نرود هر آنکه از دیده برفت"

جای تو خالیست…

نهانخانۀ قلبم صبح است دمی‌ با می‌ گلرنگ زنیم وین شیشه نام و ننگ بر سنگ زنیم دست از امل دراز خود باز کشیم در زلف دراز و دامن چنگ زنیم Morning is here; let's finish the wine Let's dash our bottle of shame against a rock Let's leave our far- fetched dreams behind To finger long tresses, and the strings of the lyre در نهانخانۀ قلبم جای تو ...

شوق دید ار تو لبریز شد از جام وجودم!

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم!!! بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم Lonely I walked through the alley again on moonlit night, My body, a pair of eyes seeking your sight, شوق دید ار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم My soul, a cup brimming with your pleasure, I ...

گفتی مرا نبوس…

من باشم و تو باشی و ... گفتی مرا نبوس،به قرآن نمی شود من باشم و تو باشی و باران...،نمی شود اصلاً بیا قواعدمان را عوض کنیم دیگر نگو میان خیابان نمی شود بگذار باد روسری ات را تکان دهد آخر بدون زلف پریشان نمی شود  بیا تا کلبه ای با هم بسازیم کلبه ای پر از من و تو از من و تو،ما بسازیم

میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در. . . .

خوش به حال ماهی ها تکلیفشان معلوم است هوایی که می شوند ، می میرند * ** ** ** ** * چه حکایت عجیبی است هوای پاییز تنها را تنها تر می کند و عاشق را عاشق تر . . . * ** ** ** ** * مزرعه که درو شد کلاغ هم رفت بیچاره مترسک احساسش را به کسی سپرده بود که برای نیازش “تنهاییش” را پر کرده ...