با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

داستان جالب

هیزم شکن !

هیزم شکن پیری از سختی روزگار وکهولت ، پشتش خمیده شده بود.مشغول جمع کردن هیزم از جنگل بود. آن قدر خسته ونا امید شده بود که دسته هیزم را به زمین گذاشت وفریاد زد: دیگر تحمل این زندگی را ندارم،کاش همین الان مرگ به سراغم می آمد ومرا با خود می برد.همین که این حرف از دهانش خارج شد، مرگ ...

به حق قضاوت کنیم !

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود؛ پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند. سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را ...

معرفی کتاب:دید و بازدید

کتاب دید و بازدید نویسنده :جلال آل احمد تعداد صفحات:177 ناشر: امیر کبیر توضیحاتی از کتاب: داستان کوتاه دید و بازدید عید شرحی از دید و بازدید های یک جوان در عید نوروز است که ماجرهایی جالب برای او اتفاق می افتد… این کتاب گویشی خودمانی و متنی ساده دارد که خواننده را تا آخر به دنبال خود می کشاند. «مطالعه یک فرهنگ است پس ...

معرفی کتاب: آن مرد با بهار آمد

"آن مرد با بهار آمد" نویسنده :نصرالله احمدی موضوع : داستان نوبت و سال چاپ : اول1391/شمارگان 3000 ویراستار :حبیب الله حسینی امیرآبادی صفحه آرا :اطلس دهقانی طرح جلد : علی رضا اخوان کاظمی قیمت: 5000 تومان "...آهسته لای در باز کرد .نیمه ی صورت را از در برد بیرون . کوچه در باد سرد پاییزی می لرزید و تاریکی یکدست بود .چیزی در آن تکان نمی ...

داستان شاخه گل خشکیده

شاخه گل خشکیده عشق     زیبای شاخه گل خشکیده ،یکی از بینظیر ترین داستانهای عاشقانه میباشد، پیشنهاد میشود این داستان را بخوانید و از آن لذت ببرید!   ” قد بالای ۱۸۰، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و …   این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند. توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها ...

داستان فاصله نزدیک (جدید)

فاصله ی نزدیک مجله را از توی کیفم بر می دارم و ورق می زنم . مینا درس می خواند ، ولی میدانم سرش درد می کند برای شیطنت .سرش راعین زیر دریایی از توی کتابش بالا می آورد. با دیدن مجله یکدفعه مثل برق آن را از دستم می گیرد . چشمهای سیاهش گشاد می شود :« ا ... خانم ...

مرد ثروتمندی همراه دخترش…!!!

مجموعه : داستان مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به مدرسه شیواناآورد و گفت اینها هدایای ازدواج تنها دختر او با پسر جوان و بیکاری از یک خانواده فقیر است.شیوانا پرسید: چگونه این دو نفر با دو سطح زندگی متفاوت با همدیگر وصلت کرده اند؟ مرد ثروتمند پاسخ داد: این پسر شیفته‌ی دخترم است و برای ازدواج با او خودش را عاشقو دلداده نشان داده ...

داستان دخترک در درس جبر…..!!!!

مجموعه : داستان دخترک که از درس جبر نمره نیاورده بود و بهترین دوستش هم او را ترک کرده بود پیش مادرش رفت و گفت: “همش اتفاق های بد می افته!” مادر که در حال کیک پختن بود از او پرسید که آیا کیک دوست دارد؟ و دخترک جواب داد: “البته! من عاشق دست پخت شما هستم.” مادر مقداری روغن مخصوص شیرینی پزی به ...

داستان جالب دنیای مجازی

داستان جالب دنیای مجازی كى ميگه اينجا دنياى مجازيه...دنياى مجازى اون بيرونه..كه همه بانقابن.. همه تو قيافن... دنياى واقعى اينجاس..همه بى ريا و خاكى.. كسى زخماشو نميپوشونه..كسى اشكاشو پاك نميكنه..كسى بغضاشو قورت نميده.. كسى بخاطر چهرش تحقير نميشه.... اينجا فرق نميكنه باگرونترين گوشى و تبلت باشى يا ارزونترين و قديميترين. اينجا فرق نميكنه ماشين دارى يا نه.. اينجا مملو از حرفاى نگفتس... اينجا پراز حرفاى آموزنده و زيباس..حرفايى كه ...

داستان رفاقت…

داستان رفاقت...داستان در مورد رفاقت دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود. سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را ...