با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

داستان در مورد شخصیت های مشهور

Emotion lasting with a feeling

Send us your memories and so then edit, recreating the feel of a site, to be displayed your own name for many years, the memories will be recorded for you. Stay tuned to us on the site with a memorable experience Sure, reading these memories is nice and nice for you in the years to come. So with a feeling, make a lasting ...

داستان عاشقانه(استاد و دانشجو)

روزی استادی تصمیم گرفت میزان ایمان دانشجویان خود را بسنجد او پرسید:آیا خداوندهرچیزی را که وجود دارد آفریده است؟ دانشجویی شجاعانه پاسخ داد:بله استاد پرسید:هرچیزی را؟ دانشجو:بله هرچیزی را استاد:دراین حالت خداوندشر را آفریده است.درست است؟ زیرا شرم وجود دارد. دانشجو سکوت کرد ناگهان دانشجوی دیگری دستش را بلند کرد و گفت: استاد ممکن است از شما یک سوال بپرسم؟ استاد:بله دانشجو:آیا سرما وجود دارد؟ استاد:البته .آیا شما تا به حال ...

زندگینامه دکتر محمد قریب….

زندگی نامه محمد قریب  تقدیم به دوستان عزیز. دکتر محمد قریب در سال ۱۲۸۸ در تهران متولد شد. پدرش مرحوم علی اصغر خان قریب و از مردم روستای گرکان از توابع آشتیان بود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان سیروس و متوسطه را در دارالفنون گذراند. او در سال ۱۳۰۶ شمسی در زمره اولین گروه دانشجویان ایرانی بود که برای ادامه تحصیل ...

لیلی ♥مجنون …

داستان  لیلی و مجنون بخوانید ↓ ↓ خدا مشتی خاک را بر گرفت. می خواست لیلی را بسازد، از عشق خود در آن دمید و لیلی پیش از آن که با خبر شود عاشق شد. اکنون سالیانی است که لیلی عشق می ورزد، لیلی باید عاشق باشد. زیرا خداوند در آن دمیده است و هرکه خدا در آن بدمد، عاشق می شود. لیلی نام تمام دختران ...

ماجرای برخورد لئو تولستوی با یک زن

برخورد لئو تولستوی و یک زن روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع  به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد . بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ، تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و  محترمانه  معذرت خواهی کرد و در پایان گفت :  مادمازل من لئون تولستوی هستم . زن که ...