با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

داستان عاشقانه زیبا

داستان شاخه گل خشکیده

شاخه گل خشکیده عشق     زیبای شاخه گل خشکیده ،یکی از بینظیر ترین داستانهای عاشقانه میباشد، پیشنهاد میشود این داستان را بخوانید و از آن لذت ببرید!   ” قد بالای ۱۸۰، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و …   این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند. توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها ...

خیالت به سراب ذهنم قدم نمی گذارد. . .

گـرم آغـوشـت شـدم چـه زود فـرامـوشـت شــدم تـقـصـیـر تـونـبـود خودم باری روی دوشـت شــدم کاشـکی دلـت بهـم می گفـت نقشــه ی قـلبـمـو داره هرکی زدورفت و شکست یه روز یه جا کم میاره مونـدن وسوخـتـن و ساخـتن همـه یادگاره عـشـقـه انتقـام از تو گرفـتن کار مـن نیسـت ،کاره عـشـقـه سکوت تلخ مرا گریه های ریز ریز باران تلافی می کند التماسی سرد وجودم را آتش می افکند به ...

فقط عاشقان بخوانند…

مجموعه : داستان عاشقانه استادى از شاگردانش پرسید : چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیمی چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشندی شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم. استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست میدهیم درست است؛ اما چرا با وجودى که طرف مقابل ...

داستان عشق دخترک…!

مجموعه : داستان عاشقانه دو ماه میشد که با یه پسر نامزد بودم منو تو پـارک دیده بود دیدم یکی داره نگام میکنه اهمیت ندادم . دیدم میاد دوروبرم و خیلی نگام میکنه و میخنده خلاصه من اهمیت ندادم و رفتم پیش خونوادم نشستم خلاصه من اهمیت ندادم و رفتم پیش خونوادم نشستم موقع رفتم به خونه با موتور تریل انداخت دنبال ماشینمون و دنبالمون تا خونمون اومد ...

داستان عاشقانه حتما بخون…

مجموعه : داستان عاشقانه چرا دیگه جوابمو نمیدی؟ اینقدر ازم بدت میومد؟ ما که باهم خوب بودیم یهو چی شد! لااقل دلیلش رو بهم بگو یعنی اون گوشه های دلت هم هیچ جایی واسه من نیست؟ هیچی نمیخوای بگی؟ دلم خیلی تنگ شده برات بدون تو زندگیم هیچ معنی و مفهومی ندارههمش به یه نقطه خیره میشم و به تو فکر میکنمتو رو خدا یه چیزی ...

روزی زنی نزد شیوانا استاد معرفت آمد.!

مجموعه : داستان عاشقانه روزی زنی نزد شیوانا استاد معرفت آمد و به او گفت که همسرش نسبت به او و فرزندانش بی‌تفاوت شده است و او می‌ترسد که نکند مرد زندگی‌اش دلش را به دیگری سپرده باشد. شیوانا از زن پرسید “آیا مرد نگران سلامتی او و بچه‌هایش هست و برایشان غذا و مسکن و امکانات رفاهی را فراهم می‌کند؟ !” زن پاسخ داد ... “آری، در رفع ...

مرد ثروتمندی همراه دخترش…!!!

مجموعه : داستان مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به مدرسه شیواناآورد و گفت اینها هدایای ازدواج تنها دختر او با پسر جوان و بیکاری از یک خانواده فقیر است.شیوانا پرسید: چگونه این دو نفر با دو سطح زندگی متفاوت با همدیگر وصلت کرده اند؟ مرد ثروتمند پاسخ داد: این پسر شیفته‌ی دخترم است و برای ازدواج با او خودش را عاشقو دلداده نشان داده ...

روز های زندگی …..!!!!

مجموعه عاشقانه روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست ای جان من ،مهربانی و ...

پیرمردی تنها…..!!!!

مجموعه داستان پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم ...

داستان دخترک در درس جبر…..!!!!

مجموعه : داستان دخترک که از درس جبر نمره نیاورده بود و بهترین دوستش هم او را ترک کرده بود پیش مادرش رفت و گفت: “همش اتفاق های بد می افته!” مادر که در حال کیک پختن بود از او پرسید که آیا کیک دوست دارد؟ و دخترک جواب داد: “البته! من عاشق دست پخت شما هستم.” مادر مقداری روغن مخصوص شیرینی پزی به ...