با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

داستان کوتاه در مورد عشق واقعی و پول

داستان شاخه گل خشکیده

شاخه گل خشکیده عشق     زیبای شاخه گل خشکیده ،یکی از بینظیر ترین داستانهای عاشقانه میباشد، پیشنهاد میشود این داستان را بخوانید و از آن لذت ببرید!   ” قد بالای ۱۸۰، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و …   این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند. توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها ...

مرد ثروتمندی همراه دخترش…!!!

مجموعه : داستان مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به مدرسه شیواناآورد و گفت اینها هدایای ازدواج تنها دختر او با پسر جوان و بیکاری از یک خانواده فقیر است.شیوانا پرسید: چگونه این دو نفر با دو سطح زندگی متفاوت با همدیگر وصلت کرده اند؟ مرد ثروتمند پاسخ داد: این پسر شیفته‌ی دخترم است و برای ازدواج با او خودش را عاشقو دلداده نشان داده ...

داستان عاشقانه(استاد و دانشجو)

روزی استادی تصمیم گرفت میزان ایمان دانشجویان خود را بسنجد او پرسید:آیا خداوندهرچیزی را که وجود دارد آفریده است؟ دانشجویی شجاعانه پاسخ داد:بله استاد پرسید:هرچیزی را؟ دانشجو:بله هرچیزی را استاد:دراین حالت خداوندشر را آفریده است.درست است؟ زیرا شرم وجود دارد. دانشجو سکوت کرد ناگهان دانشجوی دیگری دستش را بلند کرد و گفت: استاد ممکن است از شما یک سوال بپرسم؟ استاد:بله دانشجو:آیا سرما وجود دارد؟ استاد:البته .آیا شما تا به حال ...

داستان بازمانده یک کشتی….

مجموعه : داسنان تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد. سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك بسازد تا از خود و وسايل ...

لیلی ♥مجنون …

داستان  لیلی و مجنون بخوانید ↓ ↓ خدا مشتی خاک را بر گرفت. می خواست لیلی را بسازد، از عشق خود در آن دمید و لیلی پیش از آن که با خبر شود عاشق شد. اکنون سالیانی است که لیلی عشق می ورزد، لیلی باید عاشق باشد. زیرا خداوند در آن دمیده است و هرکه خدا در آن بدمد، عاشق می شود. لیلی نام تمام دختران ...

داستان کوتاه جالب : فقیری

داستان کوتاه جالب : فقیری فقیری از کنار دکان کباب فروشی میگذشت. مرد کباب فروش گوشت ها را در سیخها کرده و به روی آتش نهاده باد میزند و بوی خوش گوشت سرخ شده در فضا پراکنده شده بود. بیچاره مرد فقیر چون گرسنه بود و پولی هم نداشت تا از کباب بخورد تکه نان خشکی را که در توبره داشت خارج کرده ...

داستان کوتاه در مورد : پول یا برکت

داستان کوتاه در مورد : پول یا برکت علی بن ابی طالب ، از طرف پيغمبر اكرم ، مأمور شد به بازار برود و پيراهنی برای پيغمبر بخرد . رفت و پيراهنی به دوازده در هم خريد و آورد.    رسول اكرم پرسيد :    «اين را به چه مبلغ خريدی ؟» -به دوازده درهم. -اين را چندان دوست ندارم ، پيراهنی ارزانتر از اين ...

بیندیشید و ثروتمند شوید

  اگر خود را شكست خورده نپنداريد پيروزيد. ·        اگر طالب پيروزي هستيد اما فكر مي كنيد توانايي آن را داريد موفق نخواهيد شد. ·        اگر فكر مي كنيد مي بازيد حتمآ مي بازيد. ·        همه چيز به ذهن شما بستگي دارد. ·        اگر خود را انساني عاجز و مفلوك مي دانيد مفلوك و عاجز هستيد. ·        براي رشد كردن بايد اوج بگيريد. ·        براي پيروزي ...

داستان عشق واقعی و پول

روزی ....مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به مدرسه شیوانا آورد و گفت اینها هدایای ازدواج تنها دختر او با پسر جوان و بیکاری از یک خانواده فقیر است. ***شیوانا پرسید: چگونه این دو نفر با دو سطح زندگی متفاوت با همدیگر وصلت کرده اند؟*** مرد ثروتمند پاسخ داد: این پسر شیفته‌ی دخترم است و برای ازدواج با او ...