با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

داستان پند اموز

داستان عاشقانه : عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد

حتما بخونید : نظر یادتون نره ! روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کرد براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی ...

دروغ بگو ولی بگو….هنوز هوامو داری….

دروغ بگو ولی بگو هنوز هوامو داری....هر چی که دوست داری بگو....نگو دوستم نداری       فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی . پیرمرد از دختر پرسید : - غمگینی؟ - نه . - مطمئنی ؟ - نه . - چرا گریه می کنی ؟ - دوستام منو دوست ندارن . - چرا ؟ - جون قشنگ نیستم . - ...