با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

شعر عاشقانه غمگین

سقفی برای عشق، برای تو با من. .. .

سکوت یعنی مرده فریادم باید تو رو از دست می‌دادم . از من به تو پنجره‌ای وا نیست وقتی که خوشبختیت اینجا نیست . تو قلب من یه امپراطوره .. تسلیم می‌شه چون که مجبوره برو نباید مال من باشی .. خواهش نکردم، این یه دستوره . . . . . تو فکر یک سقفم … تو فکر یک سقفم، یک سقف بی‌روزن یک سقف پابرجا، محکم‌تر از آهن . سقفی که تن‌پوشِ هراس ما باشه تو سردی شب‌ها، ...

شعر عاشقانه وقتی…

شعر عاشقانه وقتی... وقتی کسی در کنارت هست، خوب نگاهش کن: به تمام جزئیاتش به لبخند بین حرف هایش به سبک ادای کلماتش به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش به چشم هاش خیره شو دستهایش را به حافظه ات بسپار گاهی آدم ها آنقدر سریع میروند که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند... ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻳﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻴﻢ ، ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ . . . ! ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ...

بیا و …

مجموعه:شعر عاشقانه بر چشمان بى قرارم جادویى بیفکن بازوان نحیفم را به نوازش هایت آرام کن چون اول بار، لمس قلب گنجشکى با دست هاى کوچک کودک ، دلهره ى باختن بى آموز با چشم هایی که همیشه درِ خانه ى خورشید مى زند، پروانگان پیراهنم را به دشت آزاد ساز فرستاده اى که دلیلى نمى یابد بر پیامبریش، و لبخند هایى که گم مى شود در گیر و ...

ببار بارون ….

مجموعه:شعر عاشقانه ..... ببار بارون که اینجا شکل زندونه ببار بارون دل بی طاقتم خونه ببار بارون یکی عشقش رو گم کرده ببار بارون قراره گریه برگرده از این بهتر نمیشه فکر من باشی تو هم انگار قراره دیگه تنها شی نمی دونم چرا بد شد چر از خوبیام رد شد شاید بازم بیاد خونه بگه بی من نمی تونه نمی تونه اون رو یادم میاری تو باید بازم بباری تو ببار ...

من جوان بودم ….

مجموعه :شعر عاشقانه بس شنیدم داستان بی کسی بس شنیدم قصه ی دلواپسی قصه ی عشق از زبان هر کسی گفته اند از می حکایت ها بسی حال بشنو از من این افسانه را داستان این دل دیوانه را چشم هایش بویی از نیرنگ داشت دل دریغا سینه ای از سنگ داشت با دلم ...

مجموعه چند تا شعر عاشقانه از اشعار مختلف

دیگر نمی توانم پنهانت کنم از درخشش نوشته هایم می فهمند، برای تو می نویسم از شادی قدم هایم، شوق دیدن تو را در میابند از انبوه علف بر لبانم، نشان بوسه تو را پیدا میکنند چگونه می خواهی قصه عاشقانه مان را از حافظه گنجشکان پاک کنی؟ و قانع شان کنی که خاطراتشان را منتشر نکنند؟ دیروز به عشق تو فكر می كردم از فكر كردن به ...

عشق داغ من…عشق ماه من

می شود آسمان من باشی؟؟؟ مثل گنجشک کوچکی هستم.... خسته از حوض نقاشی... می شود آسمان من باشی؟؟؟

خودکار سیاه بیک….

خودکار سیاه بیک عاشق شده است.... خوش خط و تمیز و شیک؛ عاشق شده است افتاده به جیک جیک ؛ عاشق شده است یک قلب کشیده است و تیری در آن خودکار سیاه بیک ؛ عاشق شده است

نا خوش شده ام…

ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانــــــم ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانم باید  چـــه  بگویم  به  پرستار  جوانم ؟؟ باید چه بگویم ؟ تو بگو، ها ؟ چه بگویم وقتی کـــه ندارد خبــــر از درد نهانم ؟ تب کرده ام امــا نه به تعبیر طبیبان آن تب که گل انداخته بر گونه ی جانم بیمـــــاریِ  من  عامل  بیگانـــه  ندارد عشق تو به هم ریخته ...

فکرش را بکن؟!!!!

 فکرش را بکن.....؟   گیسوانت زیر باران،  عطــر گندم‌ زار... فکــرش را بکن ! با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن ! در تراس خانه رویارو شوی  با عشق بعـد از سال‌ها بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار... فکرش را بکن ! سایه‌ها در هم گــره،  نور ملایـــم ،  استکان مشترک خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن ! ابـــر باشم ...