با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

شعر عاشقانه غمگین

دلم فقط تو را می خواهد

امروز آسمان دلم ابریست همه گویند چقد زود همه چی دیر می شود دلم دیر شدن نمی خواهد ! همه گویند: زمان در گذرست دلم گذر زمان نمی خواهد ! همه گویند: این نیز بگذرد ! دلم این را هم نمی خواهد دلم فقط تو را می خواهد که نیستی !!! دلی را زیر پا گذاشتی که قبل تو شکستگی داشت حال من عاشق به کی ...

کجا گمم کردی!

آن روز را می بینم بگردی دنبالم بپرسی از همه هنوز دوستت دارم به این فک کنم چی موند ازت برام به این فک کنی بدون تو کجام نگاه کنی برات چی مونده از شکست پلهای که یه شب پشت سرت شکست ندونی از خودت کجا فرار کنی ندونی با دلت باید چکار کنی به این فکر کنی چه جوری برگردی بپرسی از ...

قطار می رود !

دیر زمانی نیست که منتظرم !! نه منتظر برگشت ! گویند: "اگر عاشق شدن یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است" به نظرت کفاره صد گناه چیست!!! واقعا نمی دانم ! منتظرم !! قطار میرود  تو میروی  تمام ایستگاه میرود  و من چقدر ساده ام  که سالهای سال  در انتظار تو  کنار این قطار ایستاده ام  و همچنان  به نرده های ایستگاه رفته  تکیه داده ام.

سقفی برای عشق، برای تو با من. .. .

سکوت یعنی مرده فریادم باید تو رو از دست می‌دادم . از من به تو پنجره‌ای وا نیست وقتی که خوشبختیت اینجا نیست . تو قلب من یه امپراطوره .. تسلیم می‌شه چون که مجبوره برو نباید مال من باشی .. خواهش نکردم، این یه دستوره . . . . . تو فکر یک سقفم … تو فکر یک سقفم، یک سقف بی‌روزن یک سقف پابرجا، محکم‌تر از آهن . سقفی که تن‌پوشِ هراس ما باشه تو سردی شب‌ها، ...

شعر عاشقانه وقتی…

شعر عاشقانه وقتی... وقتی کسی در کنارت هست، خوب نگاهش کن: به تمام جزئیاتش به لبخند بین حرف هایش به سبک ادای کلماتش به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش به چشم هاش خیره شو دستهایش را به حافظه ات بسپار گاهی آدم ها آنقدر سریع میروند که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند... ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻳﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻴﻢ ، ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ . . . ! ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ...

بیا و …

مجموعه:شعر عاشقانه بر چشمان بى قرارم جادویى بیفکن بازوان نحیفم را به نوازش هایت آرام کن چون اول بار، لمس قلب گنجشکى با دست هاى کوچک کودک ، دلهره ى باختن بى آموز با چشم هایی که همیشه درِ خانه ى خورشید مى زند، پروانگان پیراهنم را به دشت آزاد ساز فرستاده اى که دلیلى نمى یابد بر پیامبریش، و لبخند هایى که گم مى شود در گیر و ...

ببار بارون ….

مجموعه:شعر عاشقانه ..... ببار بارون که اینجا شکل زندونه ببار بارون دل بی طاقتم خونه ببار بارون یکی عشقش رو گم کرده ببار بارون قراره گریه برگرده از این بهتر نمیشه فکر من باشی تو هم انگار قراره دیگه تنها شی نمی دونم چرا بد شد چر از خوبیام رد شد شاید بازم بیاد خونه بگه بی من نمی تونه نمی تونه اون رو یادم میاری تو باید بازم بباری تو ببار ...

من جوان بودم ….

مجموعه :شعر عاشقانه بس شنیدم داستان بی کسی بس شنیدم قصه ی دلواپسی قصه ی عشق از زبان هر کسی گفته اند از می حکایت ها بسی حال بشنو از من این افسانه را داستان این دل دیوانه را چشم هایش بویی از نیرنگ داشت دل دریغا سینه ای از سنگ داشت با دلم ...

مجموعه چند تا شعر عاشقانه از اشعار مختلف

دیگر نمی توانم پنهانت کنم از درخشش نوشته هایم می فهمند، برای تو می نویسم از شادی قدم هایم، شوق دیدن تو را در میابند از انبوه علف بر لبانم، نشان بوسه تو را پیدا میکنند چگونه می خواهی قصه عاشقانه مان را از حافظه گنجشکان پاک کنی؟ و قانع شان کنی که خاطراتشان را منتشر نکنند؟ دیروز به عشق تو فكر می كردم از فكر كردن به ...

خودکار سیاه بیک….

خودکار سیاه بیک عاشق شده است.... خوش خط و تمیز و شیک؛ عاشق شده است افتاده به جیک جیک ؛ عاشق شده است یک قلب کشیده است و تیری در آن خودکار سیاه بیک ؛ عاشق شده است