با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

شعر های عاشقانه کوتاه

احساس دل

حالا که روز و روزگارمون یکی شد حالا که حرف دلامون یکی شد حالا که آسمون پر ستاره شبامون یکی شد حالا که دست تو دست سمت نگامون یکی شد حالا که تیک تیک قلبامون یکی شد حالا که عطر نفسهامون یکی شد بذار یه چی بهت بگم !! بگم؟!!!! دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم، خانومم!

تنها تو می مانی

تنها تو می مانی دل داده ام بر باد، بر هر چه بادا باد مجنون‌تر از لیلی، شیرین‌تر از فرهاد ای عشق از آتش، اصل و نسب داری از تیره‌ی دودی، از دودمان باد  آب از تو طوفان شد، خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش، در جان باد افتاد هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران هر کوه بی فرهاد، کاهی بدست باد هفتاد پشت ما از نسل غم بودند ارث پدر ما ...

غم خویشم من و غمخوار خویشم

غم خویشم من و غمخوار خویشم گرفتار دل بیمار خویشم سر و کاری ندارم با دو عالم دو عالم گوهر اسرار خویشم نمی دانم چه می جستم از این پیش کنون در جستجوی کار خویشم دماغ گفتگو با کس ندارم که گرم گفتگو با یار خویشم اگر گویم و گر ناگفته مانم چو خود مست از می گفتار خویشم سزد گر خامشی سرمایه سازم که ...

چشم تو

چشم تو کاش می‌دیدم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می‌تابانی بال مژگان بلندت را می‌خوابانی آه وقتی که  توچشمانت آن جام لبالب از جان‌دارو را سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی موج موسیقی عشق از دلم می‌گذرد روح گل رنگ شراب در تنم می‌گردد دست ویرانگر شوق پرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد برگ خشکیده ایمان را در پنجه ...

کجا گمم کردی!

آن روز را می بینم بگردی دنبالم بپرسی از همه هنوز دوستت دارم به این فک کنم چی موند ازت برام به این فک کنی بدون تو کجام نگاه کنی برات چی مونده از شکست پلهای که یه شب پشت سرت شکست ندونی از خودت کجا فرار کنی ندونی با دلت باید چکار کنی به این فکر کنی چه جوری برگردی بپرسی از ...

قطار می رود !

دیر زمانی نیست که منتظرم !! نه منتظر برگشت ! گویند: "اگر عاشق شدن یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است" به نظرت کفاره صد گناه چیست!!! واقعا نمی دانم ! منتظرم !! قطار میرود  تو میروی  تمام ایستگاه میرود  و من چقدر ساده ام  که سالهای سال  در انتظار تو  کنار این قطار ایستاده ام  و همچنان  به نرده های ایستگاه رفته  تکیه داده ام.

زندگی موسیقی گنجشک هاست!

زندگى موسیقى گنجشک هاست زندگى باغ تماشاى خداست...  زندگى یعنى همین پرواز‌ها، صبح‌ها،  لبخند‌ها،  آواز‌ها...  زندگی ذره‌ی کاهیست، که کوهش کردیم،  زندگی نام نکویی ست، که خوارش کردیم،  زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،  زندگی نیست بجز دیدن یار زندگی نیست بجز عشق،  بجز حرف محبت به کسی،  ورنه هر خار و خسی،  زندگی کرده بسی،  زندگی تجربه‌ی تلخ فراوان دارد، دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه‌ی یک عمر بیابان دارد.  ما چه کردیم و ...

تاریکی شب های بلند در این کوچه تنگ

بهار را باور کن باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده ست باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با ...

دانی از زندگی چه می‌خواهم من تو باشم. . ..

شب پر از قطره‌های الماس است از سیاهی چرا هراسیدن آنچه از شب به جای می‌ماند عطر سکرآور گل یاس است . آه بگذار گم شوم در تو کس نیابد دگر نشانه‌ی من روح سوزان و آه مرطوبت بوزد بر تن ترانه من . آه بگذار زین دریچه باز خفته بر بال گرم رویاها همره روزها سفر گیرم بگریزم ز مرز دنیاها . دانی از زندگی چه می‌خواهم من تو باشم.. تو.. پای تا سر تو زندگی ...

برای اشکای من شونه باشی. . .

پر از تنهاییم ای کاش بودی که داره زندگیم از دست میره یه آهنگی گذاشتم که میدونم اگه گوشش کنی گریت میگیره صدام از گریه ی دیشب گرفته چه بارونی چه احساسی چه حالی با اشکام باز مهمونی گرفتم همه چی هست فقط جای تو خالی دارم دنبال عکسامون میگردم همونا که لب دریا گرفتیم اگه ما سهم هم دیگه نبودیم چرا توی دل هم جا گرفتیم؟ چه معصومانه افتادی تو این ...