با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

خوشی من بودن تو، نبودنت مرگ منه. . . . .

برای تو که مهم باشم ، مهم نیست برای دیگران مهم باشم یا نباشم ! **..**..**..**..**..**..** آواره ام میان من و تو ؛ به امید روزی که ما شویم ! **..**..**..**..**..**..** هیچوقت آﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﮑﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺧﻮﺩﺕ ! **..**..**..**..**..**..** می دانی که هنوز “دوستت دارم” عاشقانه ترین هدیه ای است که برای تو دارم ! **..**..**..**..**..**..** نفس شاید دلیلی باشد برای زندگی اما بی شک “تو” ...

هر کس جای من بود ، می برید. . . .

سالهاست که … در لایه های نابود اینگونه زیستنی می گردم و .. می گردم تو را و خودم را بیگناه گم کرده ام در خویشتنی که هر گز خوش نبود چقدر دلم برای خواستن تنگ می شد تا اینکه دریافتم این زندگی نه تویی نه من ما گم شده ایم در نا کجا آباد خود ساخته ای که نشانی ندارد **.**.**.**.**.**.**.**.**.** دلم به کما رفته برای مردنش دست به دعا شوید **.**.**.**.**.**.**.**.**.** همـچـون ساعـت شنی شــده ام کــه نـفــس ...

چشماتو واسه زندگی میخوام دلتو واسه عاشقی. . . . . .

لـب‌ هایـت را با بـوسه‌ ای می‌بـندم بـاور کـُن بـوسه نمی‌فـهمد , آزادی بـیان یـعنی چـه … **.**.**.**.**.**.**.**.**.**.** حوا که بغض کند…حتی خدا هم اگر سیب بیاورد….چیزی بجز آغوش ادم ارامش نمیکند **.**.**.**.**.**.**.**.**.**.** مردم گفته هایت را فراموش خواهند کرد، مردم اعمالت را فراموش خواهند کرد اما هرگز احساسی را که به واسطه تو به آن دست یافته‌اند، از یاد نخواهند برد ، خوب یا بد …. **.**.**.**.**.**.**.**.**.**.** مجنون ...

کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت. . . . .

می خواهم نباشم کاش سرم را بردارم و برای یک هفته در گنجه ای بگذارم و قفل کنم! در تاریکی یک گنجه خالی و روی شانه هایم، در جای خالی سرم چناری بکارم و برای یک هفته، در سایه اش آرام بگیرم…! . . . ﮔـﺎﻫـی ﺍﻳـﻨـﮑـﻪ ﺻـﺒـﺢ ﻫـﺎ … ﺩﻟـﺖ ﻧـﻤـﻲ ﺧـﻮﺍﺩ ﺑـﻴـﺪﺍﺭ ﺑـﺸـﻲ .. ﻫـﻤـﻴـﺸـﻪ ﻧـﺸـﻮﻧـﻪ ی ﺗـﻨـﺒـﻠـی ﻧـﻴـﺴـﺖ ! خسته ﺍی ﺍﺯ ﺯﻧـﺪﮔـی …! ﻧـﻤـی ﺧـﻮﺍی ﻗـﺒـﻮﻝ ﮐـﻨـی ﮐـﻪ ﻳـﮏ ﺭﻭﺯِ ﺩﻳـﮕـﻪ ﺷـﺮﻭﻉ ﺷـﺪﻩ … . . . در ...

دنیای آدم برفی ها دنیای ساده ایست. . . . .

ته فنجان قهوه ام کف دستم یا پیشانی ام را ببین چیزی نمی بینی؟ مثلا خطی حرفی یا چیزی که بتوان تو را به من نسبت داد ؟ **.**.**.**.**.**.**.**.** بعضی ها را هرچقدر هـم که بخواهی تمام نمی شوند همش به آغوششان بدهکار می مانی حضورشان گـرم است سکوتشان خالی می کند دل ِآدم را آرامش ِ صدایشان را کم می آوری ! هر دم هر لحظه کم می آوریشان آخ که چقدر کم دارمت **.**.**.**.**.**.**.**.** معجزه‌ها ...

میخواهم یادت را طلاق دهم ولی. . . . .

از عاشقی پرسیدند: چرا کور شدی؟ گفت: چشمانم را دوست داشت، فدایش کردم! **.**.**.**.**.**.**.** یا باش یا برو…. نمیخواهم از دور مراقبم باشی… از دور دوستم بداری… باشی اما من در لحظاتم حست نکنم یا باش یا برو… **.**.**.**.**.**.**.** دارم برگ میکشم اما نه سیگار برگ !!! برگ برگ خاطرات سوخته ام را که داخل سیگارم ریخته ام … **.**.**.**.**.**.**.** نوار قلب خاطرات من پر از خط های صافی ست که بی ...

در تلاطم آغوشت. . . . . .

همه جا هستی در نوشته هایم در خیالم در دنیایم تنها جایی که باید باشی و ندارمت ، کنارم است . . . **.**.**.**.**.**.**.**.** کوچیکتر که بودم فکر می کردم تنهایی یعنی وقتی که هیشکی خونه نیست . . . **.**.**.**.**.**.**.**.** عشق یعنی: وقتی نیستش به یادشی و می خوای باهاش باشی وقتی باهاشی همش می خوای نگاش کنی وقتی نگاش میکنی دوست داری از ته قلب شاد باشه و وقتی داری نگاش ...

از شکست هر شکستی بر دلم آهی نشست . . . . .

در اوج دل نشاندمت ، در رهگذار زندگی زمانه گر خزان شود ، توئی بهار زندگی . . . . . . دیرگاهیست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم ...

آنکه برایش میمیرم منت دیگری را میکشد . . . . .

عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که هیچوقت یادم نمی آید کی خوردمشان. ——————– بدرقه اش کن! شاید با دیگری خوش تر باشد… مگر خوشحالیش آرزویت نبود؟!! ——————– در آخر گفت: دنیا همین است، بازی برد و باخت دارد! زبانم بند بود که بگویم: بی انصاف کدام بازی؟ من با تو زندگی میکردم… ——————– اشتباه من بود کسی را پاشویه میکردم که در “تب” دیگری می سوخت…! ——————– زلیخا! جان ...

حال آن لحظه ی من دیگر تعریفی ندارد . . .. .

از خلاصه روزهای انتظار که می دانم حوصله به خرج نمی دهی تا تمام حرفهایم را بشنوی فقط این این را می گویم دلتنگی ام آنقدر بزرگ شده است که اگر ببینی نمی شناسی ****************** دیروز کسی را دیدم رنگ چشمان ِ تو را می دزدید … رنگ پیراهنش با مال ِ تو یکســــان بود … شبیه تو راه می رفتــــ… بوی تو را میــــ داد… راستش حال آن لحــــ ــظه ی مــــن دیگر ...