دیشب یکی از دوستان تاس رو جای قند خورد. . .

سگموبغل کردم بعدعکس گرفتم گذاشتم توفیسبوک یارواومده نظرداده میگه حالاکدومش تویی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم کم نیوردم نوشتم:اونی که توروبغل کرده!!!!!)) یارومنفجرشد *.*.*.**.*.*.**.*.*.*.* من از همین تریبون به نیمه ی گم شده ی عزیزم اعلام میکنم که: عشقم به گم شدنت ادامه بده،بدون تو خیلی داره خوش میگذره!! *.*.*.**.*.*.**.*.*.*.* ﭘﺪﺭﻡ ﻣﯿﮕﻪ :| ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﭘﺸﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯼ ؟ ﺷﺒﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭﻥ ، ﺭﻭﺯﺍ ﺧﻮﺍﺑﻦ ! ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﻣﮕﺴﺎ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯼ ؟ ﺭﻭﺯﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭﻥ ، ﺷﺒﺎ ...

با گذشته خود رفیق باش. . .

یه عاشق میگه : اگه اتفاقی واست بیفته میمیرم اما یه رفیق میگه : اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته *.*.*.*.*.*.**.*.*.* ای رفیق از ما گذشت با هر که خواهی یار باش این رفیقان نا رفیقندگفتمت آگاه باش گفتم فراموشت کنم شاید روی از خاطرم شاید ندارد بعد از این باید فراموشت کنم *.*.*.*.*.*.**.*.*.* رفیق بی کلک ، مادر زن *.*.*.*.*.*.**.*.*.* یاد گرفتیم حسادت رفیق از رقابت رقیب خطرناک تره *.*.*.*.*.*.**.*.*.* میگن ...

گذشته که حالم را گرفته است. . .

باز هم مثل همیشه که تنها میشوم دیوار اتاق پناهم میدهد بی پناه که باشی قدر دیوار را میدانی ! . . در کنار ساحل دریای غم قایقی میسازم از دلواپسی بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت یک مسافر از دیار بی کسی !! . . از ” تـــو ” دلـگیـــر نیستــم . . . از دلـــم دلـگیـــرم ! کــــه نبــــودنـتــــو نمیتونم صبــــورانــــه تحمـــــل کـنــــم . . . . . گذشته که حالم را گرفته است ...

از آدمای مغرور بدت نیاد…

اســـلام فقـط دین ِ احکــام نیـس ؛ دین ِ اخـلاق هـم هـس … “صـرفـا جـهـت اطـلاع خـیلیـــا تـو ای روزا “ *.*.*.*.**.*.*.*.**.*.* نابینا غصه نخور چیز قشنگی برای دیدن وجود نداره! ماهم که می بینیم خود را به کوری زده ایم!! باورکن!! چشم بینایی که زشتی راببیند و سکوت کند کورا ست. *.*.*.*.**.*.*.*.**.*.* اطرافمان مشتی خزنده که راه به راه پوست می اندازند و حقارتشان را در تصور تخریب ...

کاش در تکرار شدنم دلت با من باشد. . .

تو پیامبر آشتی و صلحی برای من که عمری با خویش جنگیده ام … *.*.*.*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*.*.*.* از عطر نگاه باغ ها دانستم نام دگر بهار ، لبخند خداست *.*.*.*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*.*.*.* تو خودت آسمانی به حجم کوچک پنجره ها دل نبند *.*.*.*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*.*.*.* یادت هست! پرسیدی چقدر دوستت دارم؟ من نتوانستم آنچه در دل داشتم بر زبان آورم تو رفتی اما اکنون ک ب عکس هایت نگاه می کنم زمان ایستاده و بر من حسرت می خورد اینگونه ...

من مردونگی رو از عشقم یادگرفتم. . .

درد داره امروز حرفی برای گفتن نداشته باشی با کسی که دیروز تمام حرف هایت را به او می گفتی *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* افسانه زندگى چیزى بجز این نیست یا مرگ آرزوها یا آرزوى مرگ! *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* مهربانی در قلبت می درخشد نگاهت آفتاب و دلت دریا وجودت می ارزد به کل دنیا *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* خیانت کرده بود و میگفت کو؟ نشانم بده … *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* من مردونگی رو از عشقم یادگرفتم گفت میرم و برنمی گردم و مثل ...

کاش در دهکده عشق فراوانی بود. . .

پشت پا خوردم ز هر کس که گفت یار منه چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه هرکه دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم دیدم این دست محبت، حلقه دار منه *.*.*.*.*.*.*.*.*.* عزیزم در پناه محبت ات جوانه زدم و با نسیم صداقتت به بار نشستم و معنا و مفهوم زندگی را در با تو بودن یافتم بهترین بهانه زندگیم *.*.*.*.*.*.*.*.*.* کاش در دهکده عشق فراوانی ...