گـاهـی وقـتـی دلـم … فـقـط سـنـگـیـنـی نـگـاهـت.. .

درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ. گلها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزارتا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود .دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید… خدا گفت: “راز رسیدن فقط همین بود” “کافی است انار دلت ترک بخورد.” .. .. . . . . مرد باش زمین به مرد بودنت ...

قید احساسم را زده ام اما تو راحت باش. . .

سـڪوتم… سـڪوتے برگرفتـﮧ از تنهایے… سـڪوتے ڪـﮧ בر پشت فریاבهاے بے صـבایم است בلگیرم از פֿـوבم ، از سـڪوتے ڪـﮧ نمیشڪنـב… از لبانے ڪـﮧ نمے פֿـنـבنـב ، و از چشمانے ڪـﮧ بے روح شـבه انـב… ایـטּ روزها آسماלּ פֿـاڪسترے است… **.**.**.**.**.**.** دم از بازی حکـــــــم میزنی … ! دم از حکــم دل میزنی پس به زبان ” قمــــــــــار ” برایت میگویم ! … قمـــار زندگی را به کسی باختم که ...

ﺭﻭﯾـــﺎﻫـﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘـــﺖ ﻧﭙﯿــﻮﺳﺖ. . .

« … من … » و « … تو … » « … ما … » نشدیم چون « … او … » هم بود با « … من … » شروع کردی با « … او … » ادامه میدهی و در آخر با « … آنها … » خاتمه می یابی ….!! شرمنده … برای هرزگی هایت … ضمیر ها هم کم می آورند …. !! *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* ☜ﺩﻟـــﻢ ﮔﺮﻓﺘــﻪ ⇡ ﺍﺯ ...

دل بــــه فــــرشــــتــــه نـــمـی بـنـدد. . .

چشمان ِ تو آیه هایی آسمانـی اند که پیامبری سر به هوا سالهاست گمشان کرده است … *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* دیوانگی می خواهد وقتی نمی دانم کجای خواب هایم دوستت دارم هایت را با بوسه ای نثارم کردی که در تمام بیداریم خراب توام … *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* چیزی در سینه ام به شکلی بد خیم تو را می خواهد… *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* تــــقـصـیـر ِ خــودم بـود کــه عـــــــــــاشــقـت شــدم وگـــرنـه هـیـــچ آدم ِ عــاقـلـی دل بــــه فــــرشــــتــــه نـــمـی بـنـدد… *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* می نویسم دفتری با اشک و آه در ...

امشب قطره اشکی که از من چکید . . .

ﻫﺮ ﺷﻌﺮ ﮔﺮﯾﺰ ﺍﺯ ﯾﮏ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﻫﺮ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮔﺮﯾﺰ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﺩ ﻭ ﻫﺮ ﻋﺸﻖ ﮔﺮﯾﺰ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻋﻤﯿﻖ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻫﯿﭻ ﮔﺮﯾﺰﮔﺎﻫﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ . . . کاش صدای بعضی آدما رو میشد بوسید مخصوصا وقتی که اسمتو صدا میزنن . . . ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻝ ﺳﯿﺮ ﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﯿﻨﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻭ ﺑﮕﻮ: ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺧﻮﺑﯽ؟ﺩﻝ ﻣﻦ ﺗﻨﮓ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺗﻠﺦ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺩﻧﯿﺎ . . . حالا که رفته ای ساعتها به این می اندیشم که چرا ...

بسوزد دلت که سوزاندی دلم را….!!

مجموعه : عاشقانه و دلتنگی بسوزد دلت که سوزاندی دلم را به ویرانی کشاندی منزلم را فکندی زیر پا احساس و شورم نکردی رحم، حتی بر غرورم . . . . . . امروز با غرورت باز م مرا شکستی با ناز و قهر و کینه مهرم زدل گسستی دانی که بی تو هیچم ای ماه بی مروت باشد که بار دیگر قلب مرا شکستی . . . . . شده بازیچه ای قلب صبورم شکستی عاقبت بال غرورم به آسانی ...

مگر با باد نسبتی داری؟

مجموعه : عاشقانه و دلتنگی مگر با باد نسبتی داری؟... چقدر شبیه تو یک لحظه آمد مرا پیچاند و رفت !!! ||||||||||||||||||||||||||||||| جلوتر نیا! خاکستر می شوی. اینجا دلی را سوزانده اند...!! ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||| ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت من که گفتم این بهار افسردنیست من که گفتم این پرستو رفتنیست آه عجب کاری به دستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد ...