با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

چشم هایم را می بندم . . .

چه حکایت عجیبی است هوای پاییز تنها را تنها تر می کند و عاشق را عاشق تر . . . . . .  تا وقتی زنده ایم واسه هیشکی مهم نیس همین که مُردیم میشیم عزیز دل همه هــه . . . خوش به حال ماهی ها تکلیفشان معلوم است هوایی که می شوند ، می میرند . . . چشم هایم را می بندم گوش هایم را می گیرم زبانم را گاز می گیرم وقتی حریف افکارم نمی شوم چه ...

اینگونه که تو می روی . . .

بخیه ای بر دل زدم از سوزن مژگان خویش عمر ها رفت و من هنوز از سوزنم خون می چکد . . . تلخ تر از خود جدایی ها… آنجایی است که بعدها آن دو نفر مدام باید وانمود کنند، که چیزی بینشان نبوده… که هیچ اتفاقی نیفتاده… که از همدیگر هیچ خاطره ای ندارند . . . به من قول بده در تمامی سال هایی که باقی مانده تا ابد مواظب خودت باشی دیگر ...

به بعضیا هم باید گفت اگه فکر میکنی . . .

به بعضیام باید گفت:عزیزم ریاضیم خوب نیست نمیتونم ادم حسابت کنم . . . به بعضیا باید گفت انقدر نگو زمونه خرابه اگه تو نمیتونی به چشات اعتماد کنی به خاطر بد بودن آدما نیست به خاطر ظاهربین بودن خودته بد میگم ؟؟ . . . به بعضیا باید گفت : . . . . . . . اره ما صب تا شب تو نت پلاسیم ولی مث شما با همه نمیلاسیم اره اینجوریاس . . . ب بعضیا باس گفت: من با تنهایی تو با چن تایی؟؟؟؟ . . . به بعضیام ...

به بعضیا باید گفت یه دو دقیقه . . .

به بعضیام باس گفت: ناشی بودن تا یه “حدی “ لاشی بودن در چه ” حدی “؟؟؟؟؟ . . . به بعضیا هم خیلی شیک و مجلسی باید گفت:لجن بودنت برا همه اثبات شده هست،لازم به زیادکردن کثافت کاریات نیس…. . . . به بعضیا باید گفت یه دو دقیقه از تو ذهنم گمشو تا حواسم جمع خودم باشه . . . به بعضیا باید گفت:یک مخاطب معمولی فقط براى یک نَفَر باش نه ...

آنگاه که می روی . . .

هر فردی بهترین هم که باشد اگر زمانی که باید باشد نباشد همان بهتر که نباشد . . . می گفت :شما تاج سر مایی نمی دانست آن بالا بالاها را نمی خواستم فقط گوشه ی کوچکی از قلبش برایم کافی بود . . . لطفاً مزاحم کسی که در حال فراموش کردن شماست نشوید خودش به حد کافی درد میکشد . . . آنگاه که می روی من هم ایستاده ام بر بلندای تابوت و اذان مرگ تلاوت می کنم الله ...

می لرزم . . .

مرگت درست از همان وقتی آغاز میشود که بتواند یک شب را بی تو سر کند پس قهرت را کوتاه کن . . . خدایا تمامم کن زندگی را بی او نمیخواهم . . . فکرشم نکن دوباره باخیالت عاشقم نکن تومال من نمیشی دلخوشم نکن فکرشم نکن . . . تا نباشد این جدایی ها کس نداند قدر یاران را کویر خشک می داند بهای قطره باران را . . . مغرور و خود شیفته هستم و یاد گرفتم منت هیچ ...

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود . . .

نباشی؛ برای ِ من هیچ اتفاقی نمی‌افتد! فقط گاهی موهایِ صورتم سفید می‌شود گاهی موهایِ سَرم می ریزد . . . . . . چشمان مرا به چشمهایش گره زد بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد او رفت ولی نه طبق قانون وداع یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد . . . . . . فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد … فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد ...

به شانه ام زدی تا تنهایی ام را بتکانی …

در این شهرصدای پای مردمیست که همچنانکه تو را میبوسند، طناب دار تو را میبافند، مردمیکه صادقانه دروغ میگویند و خالصانه به تو خیانت میکنند، در این شهر هر چه تنهاتر باشی پیروزتری. . . . جریان چیست که پیدا نمیشود جسد آن رفیقانی که ادعا میکردند برای ما میمیرند!!!! . . . عزیزم حسادت نکن ، این که بعد از تو بغل گرفته ام ، زانوی غم است ! . . . درد ، ...

چه داروی تلخی است . . .

این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ جان شما و خاطره هامان خداحافظ من میروم بدون تو اما دعایم کن در اولین تراوش باران خداحافظ . . . خداحافظ برای تو چه آسان بود ولی قلب من از این واژه لرزان بود خداحافظ برای تو رهایی داشت برای من غم تلخ جدایی داشت . . . طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده یک … آه ! … خداحافظ یک فاجعه ی ساده خالی شدم از رویا ...

مداد را برداشتی . . .

درد ، مرا انتخاب کرد من ، تو را تو ، رفتن را آسوده برو ! دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم . . . من صبورم اما … بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم . . . جدایی به روز آدم چیزی نمی آورد … به شب ...