زندگی ،زندگی،زندگی

اگر توانم باشد که یک دل را از شکستن باز دارم به بیهودگی زندگی نخواهم کرد اگر یارای آن داشته باشم که یک تن را از رنج برهانم یا دردی را تسکین بخشم یا انسانی تنها را یاری کنم که دیگر بار بسوی شادی باز گردد به عبث زندگی نخواهم کرد امیلی الیزابت دیکنسون ******************** زندگی به من یاد داده برای داشتن آرامش و آسایش امروز را با خدا قدم بر ...

نرم نرمک می رسد اینک بهار

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک شاخه های شسته ، باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید برگهای سبز بید عطر نرگس ، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست   نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش به حال روزگار ... خوش به حال چشمه ها و دشتها خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال دختر ...

پدر و مادر عزیزم

  پدر عزیزم به خاطر تمام خوبیهایی که در حق من کردی و به من بال و پر دادی و مرا بالنده کردی و با سوختن خود عشق و شور را در وجودم روشن کردی، با تمام وجودم و با تک تک سلولهایم دوستت دارم بابا دوست دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی دستانت را می بوسم و ممنونتم پدر جان ، باش و ...

بخاطر من و تو

نسیم در دل صحرا به خاطر من و توست. شروع رویش گلها به خاطر من و توست بهار ، بعد زمستان سرد و بی حاصل اگر که آمده اینجا به خاطر من و توست شکوفه های بهاری دوباره می خندند تبسم گل زیبا به خاطر من و توست تمام چلچله ها، شعر عشق می خوانند و شعر چلچله تنها به خاطر من و توست بدون صنعت اغراق بنده می گویم که ...

اغازی دوباره و زیبا

بعد از آن زمستان لرزان ! صدای نوازش بارانی تو! آرامش قلب سرد ،طوفان زده ام شد ! چه خوب رویاندی دلم را ! شکوفه ی بهاری وجودم ! باز دوست داشتن را احساس می کنم ! باز دلم شکوفه زد به یمن قدمت باز اغاز را دیدم! باز طعم زندگی را چشیدم ! چه شیرین کرد ،کام تلخ مرا ! صدایت ! گرم و دلنشین! قوت پاهای ضعیفم! دستانت مهربان و نازک ...

معنای خوشبختی م ,عاطفه ی لبریزم

امروز ،روز من است . گرم ،آبی،پر از مهر عطوفت امروز را دیدم ! چه زیباست روز من ! بعد از شبهای سرد خزان و زمستان لرزان بهارم رسید !!! امروز از عاطفه لبریزم ! نفسی از سر امید می کشم ! دم! بازدم! همه سرشار از زندگی اند . شادی مثل باران باریدن گرفت. رویاند دلم را ! امروز معنی خوشبختی ام . بلاخره او آمد !!! " آمدی تو ساز کردی این دل، دلخسته ...

دل تکانی بهتر از خانه تکانی است

  دل تکونی از خونه تکونی واجب ترِ دلتو بتکون، از حرفا، بغضا، آدما دلتو بتکون از هرچی که تو این یک سال یادش دلتو به درد آورد از خاطره هایی که گریه هاش بیشتر از خنده هاش بود ... دلتو بتکون از کوتاهی هایِ خودت اگه یادت رفته به کسی بگی، ببین ! من منو ببخش! بهش بگو، اگه با یه ببخشید! من هم مقصر بودم .. یکی رو آروم می کنی، آرومش کن دلتو ...