دوستت دارم به ۲۶ زبان مختلف

  1- افغانی ……….……..صدقه تو شونوم!………….!Sadghe to shonom 2- انگلیسی …………….……..آی لاو یو!……………………!I love you 3- ایتالیایی …………………………تی آمو!……………………..!Ti amo 4- اسپانیایی ………………….ته کویرو !………………………!Te quiro 5- آلمانی ………….…….ایش لیبه دیش!………………!Isch liebe dich 6- آلبانی ………….……………..ته دوه!…….………………….!Te dua 7- ترکی …….…………..سنی سویوروم!……………..!Seni seviyurom 8- پرتغالی ….…………….…….او ته آمو!………………….!Eu te amo 9- چینی ……….……………..وو آی نی!………………………!Wo ai ni 10- چکی ……..……….………میلوجی ته!…………………….!Miluji te 11- روسی ………………یا تبیا لیوبلیو!………………!Ya tebya liub liu 12- ژاپنی ...

تاریکی شب های بلند در این کوچه تنگ

بهار را باور کن باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده ست باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با ...

زندگی زیباست

    زندگی زیباست شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من خواهرم تكه نانی آورد ، آمد آنجا لب پاشویه نشست پدرم دفتر شعری آورد، تكیه بر پشتی داد شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین :با خودم می گفتم زندگی، راز بزرگی است كه در ما جاریست زندگی فاصله ...

خداحافظ ای همه ی حماقت من!

چه سخت است قلب خود را به قبر سپردن !و زنده به گور کردن خاطرات یک عشق پاک را .اینجا جای قلب من نبود ! "دیروز روزی ست که دل سپردم امروز روزی ست که خوب مردم" چه سنگین شده بغض صدایم چه بی رنگ شده برق نگاهم !به سیاهی بختم می نالم ،می نالم،می نالم . "آه! از این غم دل،داد و فریاد هرچه ...

موسیقی غمگین من , زمزمه های غمگین من

بغض صدایم تنها موسیقی غمگین حسرت بار زندگی ام است ، البته شاید بعضی وقتها نوای کلامم دلت را بسوزاند، اما این خاصیت کلمات ست که گاهی بیازارد خواننده اش را مثل همین موسیقی تلخ که تمام زمزمه های زندگیم را پر کرده است. یاد من باشی یا نباشی ، دیگه زیاد فرقی نمی کنه ! یادها تنها یادگار روزهای تلخ ...

هیچ کس نمیداند من چه تنهایم

من چه تنهایم !هیچ کس نمی داند که در پس این رخسار رنجور چه دردی نهفته است !هزار رنج درد و سکوت یک نگاه ! درد نهفته ای که لبی هرگز برای گفتنش باز نشد . امروز تنهایم !دیگر قلبم نمی تپد !حتی برای کسی که روزی سنگش را به سینه می زدم !!! ! اما او سنگش را زد درست به هدف ...

تنهایی سخته ولی بهش عادت کردم

"تو می توانی؟" من سال های سال مردم تا اینکه یک دم زندگی کردم تو می توانی یک ذره یک مثقال مثل من بمیری ؟ (عشق دری ست که به هر کس نهندش!!)