Emotion lasting with a feeling

Send us your memories and so then edit, recreating the feel of a site, to be displayed your own name for many years, the memories will be recorded for you. Stay tuned to us on the site with a memorable experience Sure, reading these memories is nice and nice for you in the years to come. So with a feeling, make a lasting ...

با یک احساس ،احساس ماندگار بساز !

انسان تا زمانی که در بحبوبه ی کاری است توجه چندانی به وقایع و حالات خود ندارد ،اما با گذشت زمان از به یاد آوردن خاطرات خود لذت می برد و شاید بعد افسوس می خورد که چرا این کار نکردم و آن کار نکردم. خاطرات اینجا ،حتی ظریف ترین نکته ها ،برای مدتها بعد جالب باشد .مطالب خود را بنویسید ...

خداحافظی صاحب ومدیر سایت

سلام بر شما تمام خوانندگان محترم سایت .فرا رسیدن ماه مبارک را به شما تبریک عرض می کنم امیدوارم مرا هم از دعای خیر سحر و افطار خود بی نصیب نفرمایید . بعضی وقتا اونقدر دلم میگیره که هیچ جوره وا نمیشه … شاید تو این چند سالی که با تمام عشق و علاقه در خدمتتون بودم با مطالبی که ارائه می دادم ...

من و سازم

من و سازم دو تا همدم قدیمی توی رنج و توی لذت توی هر لحظه و ساعت یه بغل فریاده توی پرده پرده های سازم پر ناله پر آهه میون گرمی آوازم کیه که منو توی ذرات وجودش بشکنه غم من حجم کمی نیست مثل قلب خسته من انگاری قلب کسی نیست توی دنیای دورویی توی دریای ریا غیر سازم واسه من دیگه هیچ یار و کسی نیست . "رامین کریمی"

اسیری

پرواز قناری های غمگین پشت میله های زندون تن زدن واسه رهایی به درا و دیوار مون چه صفایی داره؟ تو که از گلهای غمگین تو گلدون واسه من حرف می زنی دیدن رنج اسیری لطافت توی پنجه های بی رحم زمین چه صفائی داره ؟ "رامین کریمی"

بهار پائیز است

رفتم با بهار شکوفه کنم رفتم با باران بگریم با دریا بخروشم با باد بوزم بدوم رفتم با رود ببرم هر چه پلیدی است رفتم با صحرا پاک بمانم خدا عشق است عشق شوق است شوق غریب است غریب تنهاست دیدم دنیا پراست زندگی هجوم است محبت کم است عشق پنهان است گفته تلخ است شنیدم باد می توفد ابر غران است شنیدم هیاهوی آدم بغض سنگین ابر گریه تلخ حقیقت احتراق خورشید اشک مهتاب رفتم با ...

فال حافظ روزانه

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده بود در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود ای معبر مژده‌ای فرما که دوشم ...