رفتی؟فدای چشمان خیسم . . .

چشم ها ساکت اند اما اگر درکشان کنی ، دنیارا به آتش می کشند ! • • • • خاطرات تمام نمی شوند تمامت میکنند • • • • هرکس میرسد میسوزاند گویا سینه ام را با زیرسیگاری اشتباه گرفته اند ! • • • • رفتی ؟ فدای چشمان خیسم وعده دیدارمان آن روز باشد که برای نوازش دستانم آغوشم ، بوسه هام و مهربانیم له له بزنی آن روز اگر پشت گوشت را دیدی مرا خواهی دید من رفتم ...

من ازت خاطره دارم . . .

بیا جایمان را عوض کنیم دلم تنگ شده برای اینکه کسی عاشقم باشد • • • من ازت خاطره دارم چجوری یادت بیارم ما روزای خوبی داشتیم همشون رو جا گذاشتیم چند روز میشه که نیستی اما انگاری یه ساله بیشتر از این نمیتونم بی تو خوشبختی محاله • • • به حریم من که پا میگذاری کفشهایت را در بیاور اینجا مطهر است اینجا انسانیت حکم فرماست پا به حریم من که میگذاری مرد باش منظورم نر نیست منظورم ...

وسکوت چه زیباست . . .

کدام خیابان را بگردم ؟ کدام کوچه را ؟ بر کوبه ی کدام در بکوبم تا بر چارچوبش ظاهر شوی تو ؟ و بازم بشناسی مرا از من به آغوشم بگیری و نپرسی هرگز که چه به روزگارم آورده است روزگار بی تو ماندن های بسیار ! • • • • امشب شب تولدم من است ولی چیزی برای ترکاندن ندارم جز بغض ! • • • • به مرگ گرفتی مرا تا به ...

دروغ میگی . . .

ترجیح می دهم حقیقتی آزارم بده، تا اینکه دروغی آرومم کنه . - - - گاو ها هم دروغ میگن با اینکه تنهان همش میگن مـــــا - - - میشل پوآکار: لازم نیس دروغ بگیم.درست مثل بازی پوکر گفتن حقیقت بهترین روشه .بقیه فکر می کنند داری بلوف میزنی پس برنده تویی - - - دروغ می گــــــویی تا من خوشــــــحال شوم! و من احمــــــق می شوم… تا تو دلگیــــــر نشوی. .!!!! - - - جز من ...

این چیست که چون . . .

قفس یعنی دهان من وقتی زبانم روی اسم تو قفل می شود * * * * * زمستان سرد نیست درد است وقتی دست هایم تنها خودم را به آغوش می کشند ! * * * * * در سینمای چهار بُعدی چشمانت برنده ی هفته سیمرغ بلورینِ بهترین تماشاچی می شوم . . . * * * * * فقط یکبار میتوان عاشق شد بار دوم دیگر خبری از جنسِ اصل نیست . . . * * * * * از سرمای زمستان نمی ترسم وقتی به تو ...

جوک در مورد مدرسه . . .

یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!؟! افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود … . . . . یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ...

چه بیهوده اختراع شد . . .

وزی خواهیم فهمید از زندگی هیچ نداریم جز خاطره ای که رهایمان نمیکند … - - - - تو مال من بودی اما صاحبت کسی دیگر شد تمام سهم الارث من از تو “خاطراتت” شد ! - - - - عشق هیچگاه نمی میرد تنها از لبخند به اشک از اشک به خاطره و از خاطره به لبخند تغییر ماهیت میدهد ! - - - - وقتى حالت خوب نیست خاطره ها زودتر از همه میان عیادتت … - - - - تقصیر از من است آن ...