با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

جز تو چیز ِدیگری هرگز نمیخواهم

هرگز نمیخواهم من از تو جز تو چیز ِدیگری هرگز نمیخواهم تراشیـــــده برلیان پیکری هرگز نمیخواهم اگر آغوش ِ تو یعنی قفس، من قول خواهم داد که دیگر تا ابد بال و پری هرگــــز نمیخواهم شبـــم طوفانی ِ امواج ِ مویت حضرت ِ دریا! مرا غرق ِ خودت کن بندری هرگز نمیخواهم به حتی برکه ای هم راضی ام مهتاب ِ من باشی تو را میخواهم و نیلوفـــــری ...

من کجا و عشق او کجا!

می کشد مرا تشنه را عطش نمی کُشَد ، فکر آب می کُشَد مرا جمعه های سرد و بی طلوع ، این سراب می کشد مرا بس که ندبه خوانده نای من ، صبح خسته از صدای من بس که چشم باز مانده ام ، حرف خواب می کشد مرا عاشقّی و قطره ای چو من ، آن هم عشقِ روی مهر و ماه من کجا ...

چیزی به جز ترانه ندارم برای تو

مدتی ست... من مدتی ست ابر بهارم برای تو باید ولم کنند ببارم برای تو این روزها پر از هیجان تغزّلم چیزی به جز ترانه ندارم برای تو جان من است و جان تو، امروز حاضرم این را به پای آن بگذارم برای تو از حد «دوست دارمت» اعداد عاجزند اصلاً نمی شود بشمارم برای تو این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت دریا نداشت دل بسپارم برای ...

فکر منم باش

من خواب دیدم... از ترس اینکه شاید تو دیگه دوسم نداری، قلبم مریضه این گریه کردن معنی نداره، اشکام رو شونت باید بریزه  آرامشم شو حالم خرابه غیر تو دیگه کاری ندارم تنهاترینم تنها بیا که تنهایی هامو تنها بزارم با اینکه عطر پیرهنم میمونه روی پیرهنت یادت نمی مونه منو وقتی همه میشناسنت عاشقترینتم عاشقترینتم با من غریبی می کنی کار عجیبی می ...

من هم با گریه هاش گریم میگیره

بگو اصلا دوسش داری؟؟ آهای عشق جدید هستی من ؟ بگو اصلا تو دوستش داری یا نه ؟؟ وقتی بعضی شبا دلش میگیره بگو سر به سرش میزاری یا نه ؟؟ تو هم با گریه هاش گریت میگیره ؟! تو هم با خنده هاش میخندی یا نه ؟! اگر چیزی رو که دیدم رو دیدی تو هم چشماتو روش میبندی یا ...

میدانم،تو نمی آیی!

بیا و دلم را بسوزان ﺳﻼﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻢ میدﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺮﺍ میخوﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﻧﺎﭼﺎﺭ، ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺷﺪﻡ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﯿﺎﺑﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ میلرﺯﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻧﻤﯿﺰﻧﻢ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯽ ...

عشق منو تو فقط کنار هم بودن نیست

عشق یعنی تو عاشقانه با من باش ﻋﺸــــــــﻖ ﻓﻘﻂ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﻓﻘﻂ ﺣﺮﻑ ﻋﺎﺷﻘﺎنہ ﻧﯿﺴﺖ ﻓﻘﻂ ﻇﺎهــــﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﻋﺎﺷﻖ کہ ﺑﺎﺷﯽ، ﺣﺘـــــے ﺍﮔﺮ ﻧﺒﺎﺷـم ﺗــــــــ❤ــــــــــﻮ، ﻋﺎﺷــــــﻘﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﻣﻨﯽ ﻋﺸــــــﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻣــﻦ ﻭ ﺗـــﻮ ﻣﺎﻭﺭﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫــــــا "عشق یعنی وجود کسی که وجودش یه دنیاست"

نفرین بر هر چی که ناراحت کننده س

نفرین بر هر آنچه... نفرين برهر آنچه که روح آدمي را با جذبه و جادو به سوي خويش مي کشد و او را در اين ماتم کده با نيروهاي اغوا و فريب در بند مي کشد فراتر از همه نفرين بر انديشه هاي والا که جان خويشتن را با آن ها اسير مي سازد نفرين بر فريبندگي خيالات که باري اند بر دوش ...

نفس طغیان گر

حیف است... ای روح مسکین من که در کمند این جسم گناه آلود اسیر آمده ای و سپاهیان طغیان گر نفس ، تو را در بند کشیده اند چرا خویش را از درون می کاهی و در تنگدستی و حرمان به سر می بری و دیوارهای برون را به رنگ های نشاط انگیز و گرانبها آراسته ای ؟ حیف است چنان خراجی هنگفت بر چنین اجاره ای ...

کوری عاشق

معشوق من اگر برف سفيد است چرا سينه هاي معشوق من تيره است ؟ من گل رز ديده ام نقاب که از چهره بردارد سفيد و قرمز است اما چنين گلي بر گونه هاي معشوقم نديده ام عطرهايي هستند با رايحه دل پذير بيشتر از رايحه اي که معشوق من با خود دارد چشمان معشوقه ام بي شباهت به خورشيد است مرجان بسيار قرمز تر از لبان اوست من دوست ...