سری جدید اس ام اس دلتنگی…

آنقدر دلتنگتم که حتی ابلیس بر وسعت این دلتنگی سجده می کند • • • www.1ehsas.ir • • • لیوان چایی روی میز در انتظار یک بوسه است نه تو می آیی و نه او گرم می ماند چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ؟ • • • www.1ehsas.ir • • • دلتنگی هایم را به رود اگر گویم می برد با خود حراسم از دریا و مرگ ماهی هاست • • • www.1ehsas.ir • • • به تو عادت دارم مثل پروانه به آتش ، مثل ...

چند نکته مهم ….

مجموعه:روانشناسی... ما باید در دنیا کارهای خوب انجام دهیم، اما نه به این دلیل که نتیجه خوبی عایدمان شود. چنین دیدگاهی خیلی بچگانه‌ است. فقط بچه‌ها و آنهایی که تازه شروع به کار کرده‌اند اینطور فکر می‌کنند. آنها هستند که در ازای کارشان به پاداش یا تنبیه نیاز دارند. وقتی ابعاد زندگیمان را گسترده‌تر می‌کنیم، آگاهی‌مان بالاتر می‌رود، همه اینها فراموش ...

متن های عاشقانه سری اول

حـرف تــازه ای نـدارم … فقـط …. خـزان در راه اسـت … کلاه بگـذار ســر خـاطــراتی که یـخ زده اند ، شـاید یـادت بیـافتد … جیب هـایت را … وقتـی دست هـایم مهمـانشـان بـودنـد … _____متن عاشقانه و احساسی______ در پیش چشــم همـه … برای مـن دسـت نیـافتنـی بـودی … حـرفـی نیسـت … امـا بی انصـاف … لااقـل در پیـش چشـم مـن … بـرای همـه دم دستـی نبـاش … _____متن عاشقانه و احساسی______ این روزها ...

بیا و …

مجموعه:شعر عاشقانه بر چشمان بى قرارم جادویى بیفکن بازوان نحیفم را به نوازش هایت آرام کن چون اول بار، لمس قلب گنجشکى با دست هاى کوچک کودک ، دلهره ى باختن بى آموز با چشم هایی که همیشه درِ خانه ى خورشید مى زند، پروانگان پیراهنم را به دشت آزاد ساز فرستاده اى که دلیلى نمى یابد بر پیامبریش، و لبخند هایى که گم مى شود در گیر و ...

داستان زیبا …

مجموعه:داستان بهلول آورده‌اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. ...

داستان غمگین عاشقانه…

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم… می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟…در ...

دیوانه و عاشقی…

مجموعه:داستان عاشقانه... بز دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟ دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را… گفتند : عشقت کیست؟ گفت:عشقی ندارم! خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه کارهاکنی؟ گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ، خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ، وعدهسرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ، میپرستمش ، بی وفایی ...