آدم باید یکی رو داشته باشه ….

آدم باید یکی رو داشته باشه که شب ها با فکر به اون خوابش ببره و با صدای اون صبح ها بیدار بشه آدم باید یکی رو داشته باشه که دلش گرم باشه به بودنش و دوست داشـــــتنش... و بدونه هر چقدرم قهر و آشتی کنند کسی جاشو نمیــــــگیره و آخرش مال خـــــود خودشه دوست عزیز امیدوارم خوشت بیاد

فرشته ای که هیچی …

فرشته ای که هیچی کم نداشت با رفتنش دلش رو جا گذاشت کسی که اصلا ادعا نداشت برای قلب ما هیچی کم نذاشت تمام دنیا گریه میکنه کسی صداتو ول نمیکنه حتی خدا هم از نبودنت به فرشتهاش شکوه میکنه صدات که سر به آسمون کشید دلای مردمو به خاک و خون کشید اونی که رفتو خاطراتش هست قلب مردمو به این جنون کشید امشب و ...

کنج گلویم ….

“کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند، به نام بغض….” عشق گم شده من … نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند،وآدمهائی که هرگز تکرارنمی شوند…. وتو آنگونه ای… فقط همین… دوست عزیز امیدوارم خوشت بیاد

گاهی دور از چشم ….

گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد ، میتوان بغض کرد ، میتوان بارید گاهی دور از چشم مدادرنگی ها هم میتوان نقاش شد ، میتوان آسمان داشت ، میتوان آبی شد اما گاهی دور از چشم گذشته نمیتوان امروز را پشت هیچ فردایی پنهان کرد امیدوارم خوشتون بیاد ...

نمیدانم پس از مرگم ….

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد؟ نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد ، گلویم سوتکی باشد به دست کودک گستاخ و بازیگوش و او یک ریز و پی در پی دمگرم خویش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین ...

انگار ملائک ….

انگار ملائک تو را میان بوسه هایی که برای خدا فرستادم دزدیدند. عطر برگ های لیمو ، درخت توت ، کنار گارم زنگی و زیتون و میوه های کال درخت انبه باغ ها را چه زود به فراموشی سپردی؟! چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی. همه را می بینم اما جزء تو که خاطره ای شدی ماندگار ...

روز مرگم ….

 روز مرگم اشک را پیدا کنید، روی قلبم عشق را پیدا کنید روز مرگم خاک را باور کنید روی قبرم لاله را پرپر کنید خانه را وقف نیلوفر کنید پیکرم را غرق در شبنم کنید روز مرگم دوست را دعوت کنید، بعد مرگم خنده را سر کنید رفتنم را ای دوستان باور کنید. س