داستان کوتاه در مورد محبت و عشق

داستان کوتاه در مورد محبت بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه ...

مجموعه ۱۰۰ عکس بارانی زیبا عاشقانه

مجموعه 100 عکس بارانی زیبا عاشقانه ببار ای باران ... ببار که چتری بر روی دلم نخواهم گرفت ببار که شاید اندکی از داغ این دل سوخته بکاهی ببار که ویرانه دل من سقفی ندارد که از قطرات سردت ایمن باشد ببار که خانه دلم بسی تشنه و ملتهب است ببار که شاید اندکی غبار غم را از دل تیره ام بزدایی ببار و سیلی به پا کن ...

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش….

همه می پرسند....؟؟! همه می‌پرسند: چیست در زمزمۀ مبهم آب؟ چیست در همهمۀ دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند، که تو را می‌برد این‌گونه به ژرفای خیال؟ چیست در خلوت خاموش کبوترها؟ چیست در کوشش بی‌حاصل موج؟ چیست در خندۀ جام؟ که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن می‌نگری!؟ ـ نه به ابر، نه به آب، نه به برگ، نه به این آبی آرام بلند، نه به ...

آسمان جاذبه دارد نه زمین….

آسمان جاذبه دارد نه زمین.... و خدا وند سیب نیانداخت از ان بالا که          در عمق کم حرف نیوتن غرق شویم                       و چنین با تقدیس و چنین با اجبار جسم او را در خودمان دفن کنیم یادمان باشد ....          سیب با هزاران امید؛به امید لب و دندادن کسی می اید که به یقین سیب را میفهمد،سیب را میداند                                                   و با خود می گوید                                                             ...

کدامیک عاشق تریم؟؟؟!!

من عاشق ترم ؟؟... یا تو؟! کدامیک از ما بدجنس تریم؟...من؟......که آرزوی کشیدن موهایت یکدم رهایم نمی کند؟            یا تو؟ .....که همیشه هوس کندن گوش هایم آزارت می دهد؟ کدامیک بچه تریم؟....من؟.....که کودکانه بهانه چشمهایت را می گیرم؟           یا تو؟ .....که بچه گانه شعرم را خط خطی می کنی؟ کدامیک عاشق تریم؟...من؟....که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب می شود؟           ...

یک لحظه….

سیب سرخ من.... یک لحظه چشم های تو را دیدم....عجب تماشایی سرشاخه های دلم سبز شد...جوانه زد....قلم برداشتم......که...... نه..........من این سیب سرخ را باکسی قسمت نخواهم کرد............!

بدون شرح…..!!!

گاهی چه ساده فراموش میکنیم یک نفر منتظر ماست....!