دست منو بگیر

ساده بیا... ساده بیا دست منو بگیر و، ساده نگیر اینهمه سادگی رو، ساده نگیر اگه هنوز میتونی، پای همه سادگیات بمونی!!! ساده نبود گذشتن از تو برام!

از تو میگذرم!

  ساده میگذرم... از تو میگذرم بی آنکه دیگر تو را ببینم ، از تو میگذرم بی آنکه خاطره ای را از تو بر دوش بکشم ، نمیخواهم دیگر طعمی را از عشق بچشم. از تو میگذرم  تویی که گذشتی از همه چیز ، این را هم فراموش میکنم...  جای من در اینجا نیست! به سلامتیه همه اونایی که ساده از کنار هر چیزی میگذرن!!!

درخت تنهایی های من

  "منتظرت میمانم" شکوفه می دهد درخت تنهایی های من شاخه های خشکیده اش یادگار زخم هایی کهنه است که از کوران نامردی ها برجای مانده با بوسه هایت آبیاری کن این سرو شکیبا را بگذار میوه های این درخت طعم محبت بدهند لااقل بگو نمی خواهی برگردی اینطوری تکلیف خودم را می دانم و باز... منتظرت می مانم بمان و آبیاری کن درخت تنهاییه مرا...                "لطفا ...

آغوش تو

  آغوشت گرمترین نقطه دنیاست گاهی هوس میکنم در آغوشت حل شوم ! باهمه سردیت، هنوز برایم گرمترین حس دنیایی  بمان با من... نگذار تنها بمانم

سکوت میکنم

      و همچنان پناه میشوم تو پلک می زنی و من برای چشم های غم گرفته ات نگاه می شوم ! تو خسته می شوی و من برای خستگی تو چه عاشقانه تکیه گاه می شوم . . . ! دلت گرفته است ؟ پا به پای گریه های تو بغض و اشک و آه می شوم ! سکوت می کنی و من به احترام خلوتت به شب پناه می برم سیاه ...

تلاطم

      بهانه بود... در تلاطم تو ماندم میخواستم تو مهره چین من باشی! من مدت هاست سرباز توام من مات تو ماندم تو در تلاطم کیش... شطرنج بهانه بود می خواستم تو برایم مهره بچینی... وگرنه من مدت هاست سرباز توام

راز دلواپسی

از کی بپرسم؟ ای خدا از کی بپرسم که کجای روزگارم وقتی تو برگای تقویم طرحی از یه انتظارم اینهمه راه نرفته اینهمه مسیر مبهم! راز دلواپسیامو ای خدا از کی بپرسم؟