با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم. . ..

یاد من باشد فردا دم صبح به نسیم از سر صدق’ سلامی بدهم و به انگشت نخی خواهم بست تا فراموش’ نگردد فردا زندگی شیرین است’ زندگی باید کرد گرچه دیر است ولی کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید به سلامت ز سفر برگردد بذر امید بکارم’ در دل لحظه را در یابم من به بازار محبت بروم فردا صبح مهربانی خودم/ عرضه کنم یک بغل عشق از آنجا ...

باران که می بارد تو در راهی از .. .

همیشه چای برایم بیشتر از یک نوشیدنی ساده بوده! چای بهانه‌ ایست برای هم صحبت شدن با کسی. چای میتواند واحد اندازه گیریه رفاقت و صمیمیت باشد! هرچقدر چای یخ کند نشان میدهد چقدر حرف دارید برای گفتن که چای فراموش ميشود اکنون دلم چای میخواهد… قند پهلو! با یک رفیق ناب که چای را به چای ببندیم و گاهی استکان را سر بکشیم ...

رویای آشنای شب و روز عمر من. . .

روزی که به اغوش تو باز میگردم اگر جهنم از ان من شد که میسوزم با جان و دل چرا که حکم منی که دلت را شکستم و بر تو پشت کردم همین است اما اگر بهشتت از ان من شد هر چقدرهم زیبا انرا به من هدیه مکن بهشت من تنها یک چیز است در ان دنیا باز عشقم را میخواهم مرا در وجودش بدم تا جای نفسهایش باشم میخواهم ...

چه رها چه بسته مرغی که پرش. . .

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد پروبال ما شکستندو در قفس بگشودند چه رها چه بسته مرغی که پرش شکسته باشد * * * * * درگیر رویای توام منو دوباره خواب کن دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن دلت از آرزوی من، انگار بی خبر نبود حتی تو تصمیمای من،چشمات بی اثر نبود خواستم بهت چیزی ...

صبر کن پیدا شود گوهر شانس قابلی. . .

فریاد من از داغ توست ، اینگونه خاموشم نکن ، حالا که یادت میکنم ، دیگر فراموشم نکن . . . . . . در سرای گل فروشان گرچه گل بسیار است ، چون تو گل پیدا نمودن مشکل و دشوار است . . . هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ، او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم ...

عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای. . .

کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بی وفا باور ندارد * * * * به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است هیچگاه ...

زندگی مثل دیکته است هی . . .

در محكمه روز قیامت كنم از تو شكایت، به خدایت گویم كه مرا كشته دو چشمان سیاهت * * * * * * وفای بی وفایان كرده پیرم، برم یار وفاداری بگیرم، اگر یار وفاداری ندیدم، سر قبر وفاداری بمیرم كاش معشوق ز عاشق طلب جان می كرد، تا كه هر بی سروپایی نشود عاشق دلدار كسی * * * * * * اگر كسی رو دوست داری نه براش ستاره باش، نه ...

سعی نکن بفهمی کدوم ستاره قشنگتره . . ..

چه سخته در جمع بودن ، ولی در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ، ولی در خود به آرامی شکستن . . . *************** به دل میگم یه روز میاد ، اینم یه خود فریبیه از عشق اون قسمت من همیشه بی نصیبیه . . . *************** کاش حوله ای بودم آویزان بر میخ ، تا هر روز صبح قبل ...

من تو را شبیه خودت می خواهم . . .

نمی دانی این فقط بودنهایت چقدر آزارم می دهد! گویی که معلق در میان ِ نبودن های کابوس وارت ایستاده ام. من تو را لبریز از خودت می خواهم… با تمام نفس بریده گی هایت وقتی که سنگینی نام ِ مرا صدا می زنی وقتی که هجوم ِ نگاه غریبانه ات، قلعه ی قلب ِ سنگی ام را بی هیچ مقاومتی تسخیر می کند. نه! همین ...

مــن زیــادے دوستتــــ دارم یـــا تــــو زیادے. . .

در پیچ یک سوال یک اما گذاشتی نادیده کرده ای تو همه اشکهای من دستم به دست اخر دنیا گذاشتی قلبت کجا دوید غریبی برای من سوگند خورده عهد زیر پا گذاشتی حتی نفس بدون تو معنای مردن است من را میان غایله تنها گذاشتی تنگ است این دلم به خدا بی تو بی کسم عکسی به یادگار به اینجا گذاشتی من غرق بی کسی؛سهم تو ؛ خاطرات سبز من ...