وفاداری ام به تو را سست نمی کند . . .

خیالت راحت این آدمها ، این لبخند ها هیچ کس و هیچ کدام وفاداری ام به تو را سست نمی کند ! . . . جهان محو نگاه توست بانو حسود قرص ماه توست بانو مهم دلتنگی شب های من نیست مهم چشم سیاه توست بانو . . . قسم به شکیب همیشه بی هوش باران تنها ، آن خانه به دوش نادر و مکر زیور سیاه پوش به خال بیتا ، زخم کیانوش مگر بمیرم کنمت ...

آن لحظه ای که برایم آرزوی خوشبختی کردی . . .. . .

لبخند زدی بهار با آن آمد یک باغ پر از نرگس و ریحان آمد ای دست بلند آسمان در دستت من نام تو را خواندم و باران آمد . . . پروانه پشت پیله اش ، حس کرد راهی هست و رفت ! شاید به راه بسته هم ، باید امیدی بست و رفت ! . . . تا میخواهم از تو دل بکنم ، صبر می آید چقدر دوست دارم این ...

میخواستم با تمام وجودم احساس کنم تکیه .. .

هی رفیق ! بدون چتر کنارم قدم نزن ، خیس دلتنگی هایم میشوی دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی . . مریضم . . . چشمهایم درد می کند . . . تب دارم . . . اینهمه صغری کبری چیدن نمیخواهد تو نیستی دارم می میرم ! . . . تو از یک راه رفته ای اما دل من هزار راه می رود برایت . . . سرگیجه بهانه بود ، میخواستم ...

دوتا صدا هست که خیلی دوسشون دارم. . .

برف ، باران و شالگردن همه بهانه است ؛ زمستان آمده برای تماشای تو ! . . . دوتا صدا هست که خیلی دوسشون دارم : صدای تو وقتی که هستی ، صدای اس ام اس هات وقتی که نیستی ! . . . “تو” تکرار نمی شوی ، این منم که دلبسته تر می شوم ! . . . یا خوشگل باش یا مهربون هر دوتاش با هم انصاف انصاف نیست ! . . ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ...

خط می کشم روی اسمت با مدادی . . .

کاش باورت نشود که چقدر دوستت دارم تا تمام عمر آنر به “تو” ثابت کنم ! . . . خط می کشم روی اسمت با مدادی که نوک ندارد ، هیچوقت ! . . دورتر از فاصله هاییم ولی ، عشق نزدیک ترین حادثه بین من و توست ! . . . نفسهایم را بشمار چون آنها را به قیمت دوست داشتنت از دست میدهم نه برای گذر عمر ! . . . برای عاشق ...

خوشا به حال قلبم چون از تو جان گرفته. . .

کاش میشد فقــــط تو را داشته باشم و خدا هی بپرسد : خوب ، دیگر چه ؟! من بگویم : هیچ ، همین کافیست !!! . . . شاید تنها کسی نیستم که دوستت دارم اما کسی هستم که تنها تو را دوست دارم ! . . . دیدار تو فلسفه ی شیرینِ بودن است ! . . خدایا تمام دنیا از آن تو ، این یک نفر برای من من دنیا را ...

روزی خواهد آمد که دردم را بفهمی. . .

حکایت عجیبی دارد این “اشک” کافیست حروفش را به هم بریزی تا برسی به “کاش” ! . . . روزی خواهد آمد که دردم را بفهمی روزی که دیگر هیچ دردی را نمی فهمم ! . . . تاثـیـرگُـذارتـریـטּ قـانـوטּ زنـدگـے مـטּ ، قـانـوטּ { ڪہ نـبـایـכ } بـوכ ! عـاشـقِـ ڪسـے شـכمـ ؛ ڪـہ نبـایـכ ! כستـاטּ یـخ زכه امـ ، دستـاטּ تـبـכار اویـے را طـلبـ ڪـرכ ؛ ڪـہ نـبـایـכ ! כلـمـ ...