صبر کن پیدا شود گوهر شانس قابلی. . .

فریاد من از داغ توست ، اینگونه خاموشم نکن ، حالا که یادت میکنم ، دیگر فراموشم نکن . . . . . . در سرای گل فروشان گرچه گل بسیار است ، چون تو گل پیدا نمودن مشکل و دشوار است . . . هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ، او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم ...

عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای. . .

کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بی وفا باور ندارد * * * * به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است هیچگاه ...

زندگی مثل دیکته است هی . . .

در محكمه روز قیامت كنم از تو شكایت، به خدایت گویم كه مرا كشته دو چشمان سیاهت * * * * * * وفای بی وفایان كرده پیرم، برم یار وفاداری بگیرم، اگر یار وفاداری ندیدم، سر قبر وفاداری بمیرم كاش معشوق ز عاشق طلب جان می كرد، تا كه هر بی سروپایی نشود عاشق دلدار كسی * * * * * * اگر كسی رو دوست داری نه براش ستاره باش، نه ...

سعی نکن بفهمی کدوم ستاره قشنگتره . . ..

چه سخته در جمع بودن ، ولی در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ، ولی در خود به آرامی شکستن . . . *************** به دل میگم یه روز میاد ، اینم یه خود فریبیه از عشق اون قسمت من همیشه بی نصیبیه . . . *************** کاش حوله ای بودم آویزان بر میخ ، تا هر روز صبح قبل ...

من تو را شبیه خودت می خواهم . . .

نمی دانی این فقط بودنهایت چقدر آزارم می دهد! گویی که معلق در میان ِ نبودن های کابوس وارت ایستاده ام. من تو را لبریز از خودت می خواهم… با تمام نفس بریده گی هایت وقتی که سنگینی نام ِ مرا صدا می زنی وقتی که هجوم ِ نگاه غریبانه ات، قلعه ی قلب ِ سنگی ام را بی هیچ مقاومتی تسخیر می کند. نه! همین ...

مــن زیــادے دوستتــــ دارم یـــا تــــو زیادے. . .

در پیچ یک سوال یک اما گذاشتی نادیده کرده ای تو همه اشکهای من دستم به دست اخر دنیا گذاشتی قلبت کجا دوید غریبی برای من سوگند خورده عهد زیر پا گذاشتی حتی نفس بدون تو معنای مردن است من را میان غایله تنها گذاشتی تنگ است این دلم به خدا بی تو بی کسم عکسی به یادگار به اینجا گذاشتی من غرق بی کسی؛سهم تو ؛ خاطرات سبز من ...

دل تنگ این همه دل تنگی ها. . .

به دیدار تو می اندیشم به یک دیدار ساده و رمانتیک به آن دیدار از جنس بی تابی که در آن ثانیه حکم طلا دارد نصیبم می شود آیا؟اری که در آن چشم ها خیره شود در تو که در آن واژه ها معنی شود از تو بگو، نصیبم می شود روزی؟ دلم مشتاق دیدار است نه آن دیدار که در آن چشم ها محو هوس گردد زبان و ...