تـــــوی قلب عاشق من عشــــق پاکت . . ..

تمام رودخانه ها با دیدن دریا خاموش می شوند . نزار خالی شم از رویا نگاهم کن اگه حتی تمومه این سفر فردا عشق یعنی همچو من شیدا شدن / عشق یعنی قطره در دریا شدن / عشق یعنی دیده بر در دوختن / عشق یعنی در فراغش سوختن . . . سمیرایم ، سمیرایم گل خوشبوی رویایم تویی امید امروزم ، تویی رویای فردایم گل ...

عاشقم باش ولی دورادور دو قدم فاصله … .

ما شمع غمیم شعله نداریم ، آواز تنیم خانه نداریم باور به خدا کن که همیشه جز دوری تو غصه نداریم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * حلالم کن اگر دوری اگر دورم ، اگر با گریه می خندم حلالم کن که مجبورم نگو عادت ...

نمی دانم چه دردیست دوست داشتن …

دوست داشتنَت گنـــــــــــاه باشد یا اشتــــباه گناه می کنم ، تـــــو را حتــــــی به اشتباه …,,! * * * * * * * * * * * * * * * * * از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد و برگه ی دوستت دارم مرا ، زیر برف پاکن های دلت خواهد گذاشت ...

از بس که شکسته، باز بستم توبه. . . .

دلی بستم به آن عهدی که بستی / تو آخر هر دو را با هم شکستی . . . . . . غم ساخت کار دل، ز نوا می توان شناخت / ظرف شکسته را، ز صدا می توان شناخت . . . . . . دیدیم ز خوبان جفا پیشه بسی را / مثل تو جفا پیشه ندیدیم کسی را . . . . . . گرچه کردم ذوقها از آشناییهای ...

کاش غرورم را که در پستوی سادگیم . …

چشمت اگر چه که دورم هنوز ، پر از اوج عشق و غرورم هنوز قبول است عمر خوشی ها کم است ، ولی با توام پس صبورم هنوز * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * امروز با غرورت باز م مرا شکستی با ناز وقهر ...

روزگاریست که همه ی ادم ها فقط . . .

چه دنیای عجیبی شده همه می گویند حرف دلت را بزن اما هروقت حرف دلم را زدم,دل همه را زدم . . نوشت” قم حا” همه خندیدند گفت به “غم ها”یم نخندید که هر طور نوشته شود درد دارد! از سر به ته بخوان تا منه ان روزها بشوی! . . گوسفندانی بودیم امدند خرمان کنند گرگ شدیم . . ادم ها لالت میکنند بعد میپرسند… چرا حرف نمی زنی؟؟؟! این خنده دار ترین نمایشنامه ی دنیاست! . . روزگاریست که همه ی ادم ...

تو را پاک آفرید ایزد ز خود شرمت نمی آید. . .

در زندگی محتاج یک چیزم : خنده های مادرم … . . . . . آغوش پدرم می گفت که گرمای خورشید افسانه است ! . . . . . عاقبت همه‌ی ما زیر این خاک آرام خواهیم گرفت ما که روی آن دمی به همدیگر مجال آرامش ندادیم ! . . . . . بر آنم که هم قافیه بودن “مرد” با “درد” اتفاقی نیست . . . . . همه شبیه هم هستند هیچکس شبیه حرف هایش نیست ! . . . . . بچه های فقیر فقط در زنگ انشا تعطیلات را به ...