تاوان عشق و سکوتم برای تو فقط یه چیز بود. . .

گاهى سکوت مى آموزد بودن همیشه در فریاد نیســت اسطـــوره شدن یعنى در عین رفتــن بمــانى یعنى باشى یـــا نباشى دوستت داشته باشند و دلــتنگت شوند… ———————————————- بعضـى ها گــریه نمى کنند اما از چشم هایشان معلوم است که اشــکى به بزرگى یک سکــوت گوشه چشمشان به کمــین نشسته … ———————————————- همیشه سکوت نشانه ی رضایت نیست گاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختی … ———————————————- این روزها من ...

چقدر پابند بودن سخت است وقتی. . .

بـی تو تنهـاییـم را پک می زنم تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم !! . . . کاش تو تقویم روز نامرد هم داشتیم که بشه به بعضیا تبریک گفت ! . . . رو بعضی ها باید برچسب زد : تست شد ، آدم نیست ! . . . شاید بعضی وقتها راه رو عوضی برم ولی مهم اینه که هیچوقت با یه “عوضی” راه نمیرم ! . . . باید ...

نمیدانم چرا بین این همه آدم پیله کردم به تو . . ..

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن به هر حال دارم فراموش میکنم فراموش شدنم را . . . :: :: هیچ میدانستی زیباترین عاشقانه ای که برایم گفتی وقتی بود که اسمم را با “میم” به انتها رساندی . . . :: :: دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست قانعم ، بیشتر از این چه بخواهم از تو گاه ...

زندگی پانتومیم است . . .

ارزان تـر از آنچــه فکــرش را بکنی بــــــودی ؛ امـــا بــرای مــن .. گـــــران تمــام شــــدی! . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . دوستم! پیراهنم را بزن بالا… کمرم را دیدی؟ نترس چیزی نیست…! اینها فقط جای خنجرند، من نفهمیدم در رفاقت چه شد! “تو مواظب باش” . . . . . . . ...

سایه ام عاشق سایه ات شده .. .

از آن روز که رفته ای کارت شارژ ها را سیگار می خرم و با خیابان ها حرف می زنم! همین طوری پیش برود گوشی را هم باید بفروشم کفش بخرم . . . . . دوست داشتنت هوس نیست که باشد و نباشد نفس است تا باشم و باشی . . . . . کجایی ؟ هی پشت این گوشی جای شماره گریه ام را می گیرم مجنون تنها نرو رفتنتون سخته واسه همه بمون . . . . . سایه ام عاشق سایه ات ...

روزهایم با یاد تو و شب هایم با خواب تو . . .

چون تیر و کمان اگرچه نزدیک ولی پیوستن ما نهایتش فاصله بود ! . . . من کاناپه ای پوسیده در باران تو سربازی دورافتاده با گلوله ای در پهلو چقدر دیر همدیگر را پیدا کردیم ! . . راستش را بخواهی امروز هیچ اتفاق خاصی رخ نداد فقط حدود ظهر باران کوتاهی بارید اما زار زار … . . تو راحت فراموش می کنی ، باز دل می بری ، باز دل ...

دیروز دست هایش میان دست هایم بود. . .

شعرهایم مثل خاکستر سیگار می سوزند تا تو را بسازند ! . . . . . قهوه ى درون فنجانم فردا را نشانم میدهد خطوط زیر چشمم دیروز را و حلقه هاى سیگارم رویایى ترین لحظات امروزم را … . . . . . ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺑﮑﺶ ﺗﺎ ﺳﺘﺎره اﯼ ﺑﻪ ﺷﺐ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ! . . . . . سیگار بهانه‌ است درد میکشم ! . . . . . دنیا عجیب است آدمها رنگارنگ ، دود سیگارها ...