زدم بوسه به یادت بی نهایت.. .

عزیزم پرده چشماتو آروم میکشم روی چشات بوسه دوستت دارم رو میگیرم از گونه هات شب به خیر احساس من . . . . . . . . اگر نیمه شبی در آغوش من افتی / آنقدر بوسه بر لبهایت زنم که از نفس افتی ! . . . . . میخوام بیام کنار تو ، تا یه کمی لوست کنم اگه کسی اونجا نبود ، یواشکی بوست کنم ! . . . . . ترنم باران را نصار چشمانت میکنم نازنینم ...

چیـزی نمیـخـوآهَم جـز . . . یـکــ اتــآقِ . . .

دیگر بهار هم سرحالم نمیکند چیزی شبیه معجزه زلالم نمیکند آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چکار وقتی که سنگ هم رحم به بالم نمیکند . . . . . . دلم به کما رفته برای مردنش دست به دعا شوید . . . . . . پیراهنم را اتو می زنم کفش ها را دستمال می کشم زندگی اما مرتب نمی شود… . . . . . . صــداے تپـش هـاے قلبمــ رو میشنوم ولـے هیچـ علاقه اے به زندگـے کردטּ توشـ نیستـــ . . . . . . همـچـون ساعـت شنی شــده ام کــه نـفــس ...

هر وقت دلم گرفت لبخند میزنم. . .

طناب را به گردنم انداختند . گفتند : آخرین آرزویت ؟ گفتم : دیدن عشقم گفتند : خسته است ، تا صبح برایت طناب بافته . . . . . . فراموش کردن عزیزان بی احترامی به قانون خاطره هاست ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن . . . . . . ﺩﻧﻴﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻳﻪ ﺩﻧﻴﺎﻥ! ﻣﺛﻞ ﺗﻮﻭﻭ . . . می گن شکستنی رفع بلاست ...

عشقش بودم وقتایی که عشقش نبود. . .

برای پیش تو بودن “بلیط” لازم نیست مرور قصه ی دل کافی ست . . . . . . . . . درست زمانی که سرت جای دیگری گرم است ؛ دل من همینجا یخ میزند ! چه فاصله زیادی است از سر تو تا دل من . . . . . . . . . خاطره ها را رشوه میدهم به روزهایم تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید ! . . . . . . خدایا این “قسمت” رو کجا ...

ازسرزلف توشوریدگی آموخته دل. . .

مرا تابزن! به قرینه هم تا بزن!! میخواهم تنها درگیر نیمه خودم باشم!!!. . . . . . . دل نیست کبوترکه چوبرخاست نشیند*ازگوشهءبامی که پریدیم،پریدیم . . . . . . ازسرزلف توشوریدگی آموخته دل/ وآتش مهرتودرجان من افروخته دل . . . . . . وقتی سرم درد می کند،حتی قرص هم جواب نمیدهد…. من چشمهایت را از کدئین بیشتر قبول دارم.. . . . . . . نه..الان نه..فعلادورت شلوغه..تنهات که گذاشتن یادمن می افتی..امااونوقت من شرمندم چون احتمالا من اون موقع دیگه تنها نیستم..! . . . . . . لقمه بزرگتر ازدهانت بودم،برای ...

محبت مرا از سادگی ام می پندارد. . .

دلتنگم، مثل مادر بي سوادي که دلش هواي بچه اش را کرده ولي بلد نيست شماره اش را بگيره. . . . . . گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم… من می گریستم به اینکه حتی او هم محبت مرا از سادگی ام می پندارد… . . . . . انسان های بزرگ دو دل دارند : دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که می خندد ...

به تو سپرده بودمش با هزار و یک امید. . .

وقتی دلمو شکستی حس کردم بیشتر دوستت دارم چون حالا دلم چندین تیکه داشت که هر کدوم جداگونه دوستت داشت . . . . . فکر میکردم که برام یه رفیق و همدمی تو کویر آرزو باران رحمتی به گمونم آخر عاشقای عالمی بذار راحتت کنم >>> فکر میکردم آدمی . . . . . این دلی که شکستی مال من نبود خیلی وقت پیش تقدیم به تو شد.خوشحالم چون حالا میتونم جای دل سنگ بذارم تو ...