با کلیک بر روی g+1
به این صفحه امتیاز بدید
 

 

برای شکستن من یه اخم کافیه….‍!

مجموعه : عاشقانه و دلتنگی برای شکستن من یه اخم کافیه،نیازی به فریادت نیست، واسه اشک ریختنمسکوت تو کافیه نیازی به قهرنیست، برای مردنم حرف رفتنت کافیه،نیازی به انجامش نیست. . . . . . . دیگر از هرچه که هست بیزارم،مثل ابر بهار میبارم،برو ای آنکه بعد دیدارت، گریه افتاده بر همه کارم،پدرم با نگاه خود میگفت،لایق لای جرز دیوارم، مادرم مدتیست میگرید،چون گمان میکند که تب دارم، دیگراین روزها خودم دارم،باورم ...

از نخودی بودن بیزارم…!!

مجموعه : عاشقانه و دلتنگی پارسال با او زیر باران راه میرفتم... امسال  راه رفتن او با دیگری در زیر اشکهایم را دیدم... شاید باران پارسال... اشکهای فرد دیگری بود. . . . . . . . درد یعنی... مرور مسیج هایی که یه روزی باورشان داشتی... و امروز به دروغ بودنشان... ایمان آوردی. . . . . . . میگویی بیخیال تو شوم؟ خب لعنتی اگر آسان است... تو بیخیال او شو. . . . . . . ولت میکنم و میروم... نه اینکه دوستت نداشته باشم... از نخودی بودن بیزارم. . . . . . . عشق آن ...

مهم نیست در موردم چی فکر میکنن

اینجـانب ✘Single✘ میبـاشـم. هرگــونه✘ زِرِ ✘اضــافـى پیـگـرد قــانونى خـواهــد داشـت :| . . . ⊙ﻣَـﻦ ﻫـﯿـﭽـﻮﻗـﺖ ﺗـﻈـﺂﻫـﺮ ﺑـﮧ ﮐـﺴـﮯ ﮐـِﮧ ﻧـﯿـﺴـﺘـﻢ ﻧـﻤـﮯ ﮐـﻨـﻤـ ✘ ﭼـُـﻮﻥ ﺗـﺮﺟـﯿـﺞ ﻣـﮯ ﺩﻫـﻢ ﻧـﺴـﺨـﮧ ﺍﯼ ﺍﺻـﻠـﮯ ﺍﺯ ﺧـﻮﺩﻣـ ﺑـﺂﺷـﻢ ✔ ﺗـﺂ ﻧـﺴـﺨـﮧ ﺍﯼ ﺟـﻌـﻠـﮯ ﺍﺯ ﺷـﺨـﺼـﮯ ﺩﯾـﮕـﺮ……!!!!⊙⊙ . . . ﻫــَـــﻤﻪ ﻣﯿﮕــَــﻦ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﻣـَــﻦ ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺷـــَــﻢ ﺟـَ ــﻮﺍﺏ ﺳـَــﻼﻣــِــﺘـــَ ــﻢ ﻧـِــﻤﯿﺪﻡ :| . . ...

تنها یک حرف مرا هر روز غمگین تر میکند. . .

این روز ها انسان ها تنهایی ات را پر نمی کنند فقط خلوتت را می شکنند • • • پر از حرفم…. اما فقط سوکت………… شاید قشنگترین حرف باشد. • • • به چه میخندی تو؟! به نگاهم که مستانه تو را باور کرد یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ خنده دار است، بخند!! • • • هی تو… همونی که یه زمانی آرزو داشتی بهت بگم از اعماق قلبم دوست دارم… الان بهت میگم که از ...

یکی انفرادی شده زندگیش. ..

خاک برسر تمام کلمات اگرتو از میانشان نفهمی که من دلتنگتم • • • مغز ها همه خوابند عشق ها همه مرده اینجا همه با خاطرات از دست رفته شان زندگی میکنند بی قلب بی عشق بی احساس • • • • اشتباه ازمن نبود! کن عاشقانه دل باخته بودم من احمقانه دوستت داشتم من دیوانه……. میخواستمت… اشتباه ازتوبود…… توبودی که مراباورنکردی…. • • • یکی انفرادی شده زندگیش یکی باخت داده پای سادگیش یکی هرچی هست با دلش صادقه یکی عاشقه، عشقشم ...

وقتی دلیل خواب فرار از تنهایی باشد. . .

انقدر تنها که در این دنیا کسی نیست که مرا بشناسد • • • تنهایی راترجیح میدهم به تنهایی که فکرش بادیگریست • • • • امروز میخوام خودم بنویسم جای خالی رو هر چیزی که فکر میکنی یه ادم تنهامی تونه بگه بزار • • • میدونی تنهایی چیش درد داره……… انکارش قد یه کوه رو دلت سنگینی میکنه • • • دراین بازار نامردی به دنبال چه میگردی؟ نمی یابی نشان هرگز توازعشق وجوانمردی! بروبگذر از این بازار”” ...

مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند. . .

هر دو عادت داریم تو، به بودنم من، به نبودنت! • • • • دلتنگم
دلتنگ اسمان که باتمام وسعتش، 
گویی برایم جایی ندارد… ابرها بالهایشان را گشوده اند تا مرا در اغوش بکشند اما اطمینانی نیست به اغوش ابری که دلبسته به باد است…….! • • • مینویسم “د ی د ا ر” تواگر بی من و دلتنگ منی، یک به یک فاصله ها را بردار. • • • ” خداحافظی ات ” عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن… مدت ...

دیرگاهیست در این تنهایی. . .

تنهایی خیلی بهتر از این هستش که یکی اشتباهی اسمت رو صدا کنه • • • روزهای تولدم در تنهایی گذشت تنها با گروهی زیاد از آدمهای بی تفاوت افسوس سالی از عمرم گذشت گذراندم • • • • کاش می فهمیدی برای اینکه تنهایم تو را نمیخواهم برعکس برای اینکه می خواهمت؛ تنهایم • • • حاصل خیره به ایینه شدن ها ایا دو برابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟ • • • دیرگاهیست در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح ...

حالا همین تنهایی بى رحم. . .

تنهایی تنها سهمی بود که از من دریغ نشد … • • • من از این تنهایی از این که دیر می آیی از این که روزی به من بگویی تو به من نمی آیی می ترسم… چرا نمی دانی تو چگونه بی تو زمان میگذرد بارها این را از خودم می پرسم من می ترسم…می ترسم… • • • • گاهی “تنهایی” یعنی خیلیا در “حدت” نیستن ! • • • با من رفیقى دل وفاداره نون و نمک خوردیم، ...

مانده ام در قفس تنهایی در قفس میخوانم. . .

تو اگر میدانستی که چه زجری دارد خنجر از دست عزیزان خوردن زمن خسته نمی پرسیدی آآآآه ه ه ای مرد چرا تنهایی • • • • سراب همین است دیگر که هر صدایی در تنهایی میشنوم میگویم: جان دلم؟ • • • چنان تنهای تنهایم که حتی نیستم باخود نمیدانم که عمری را چگونه زیستم با خود چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خود که مرگ من تماشائیست • • • خوبی این ...