Tag Archives: تنهایی

من شعله ی این عشقم می سوزم از این اشعار. . .

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده… اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم باور نمیکنم اینک بی توام کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه ...

میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم . . . .

همه چیز را یاد گرفته ام! راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام! یاد گرفته ام که چگونه بی صدا گریه کنم یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ….بی صدا کنم تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام! یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی یاد گرفته ام…نفس بکشم بدون ...

دلم زیبا ترین دل هاست امروز. . .

دوبیتی های من غم میشمارند / رباعی های من نم میشمارند غزل هایم برای دیدن تو / قطره های باران را میشمارند . . . * * * * * * چشمی که سویش مال ماست / ناز آن دوستی که قلبش یاد ماست . . . * * * * * * برای دیدن تو ، گرچه ما خوابیده اندر سایه ایم / در رفاقت تا قیامت پایه ایم . . . * * * * * * یاس بوی مهربانی ...

اگرقانون عشق نبود. ..

گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز میشود گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام میگیرد گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود میشود گاهی با یک بی مهری ، دلی میشکند مواظب بعضی یک ها باشیم ! در حالی که ناچیزند ، همه چیزند … * * * گاهی وقت ها ادم کسی رو که دوستش داره توچند ثانیه دلشو میشکنه منو بخاطر اون ...

ازسرزلف توشوریدگی آموخته دل. . .

مرا تابزن! به قرینه هم تا بزن!! میخواهم تنها درگیر نیمه خودم باشم!!!. . . . . . . دل نیست کبوترکه چوبرخاست نشیند*ازگوشهءبامی که پریدیم،پریدیم . . . . . . ازسرزلف توشوریدگی آموخته دل/ وآتش مهرتودرجان من افروخته دل . . . . . . وقتی سرم درد می کند،حتی قرص هم جواب نمیدهد…. من چشمهایت را از کدئین بیشتر قبول دارم.. . . . . . . نه..الان نه..فعلادورت شلوغه..تنهات که گذاشتن یادمن می افتی..امااونوقت من شرمندم چون احتمالا من اون موقع دیگه تنها نیستم..! . . . . . . لقمه بزرگتر ازدهانت بودم،برای ...

چه تفاوت عمیقیست بین تنهایی. . .

نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد! امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی! . . . . . . من برای تنها نبودن، آدم های زیادی دور و برم دارم آن چیزی که ندارم کسی برای “با هم بودن” است . . . . . . چه تفاوت عمیقیست بین تنهایی قبل از نبودنت و تنهایی پس از نبودنت . . . . . . تنهایی یعنی یه بغض کهنه یه چشم خیس یه موزیک لایت یه فنجون قهوه ی تلخ و ...

مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند. . .

هر دو عادت داریم تو، به بودنم من، به نبودنت! • • • • دلتنگم
دلتنگ اسمان که باتمام وسعتش، 
گویی برایم جایی ندارد… ابرها بالهایشان را گشوده اند تا مرا در اغوش بکشند اما اطمینانی نیست به اغوش ابری که دلبسته به باد است…….! • • • مینویسم “د ی د ا ر” تواگر بی من و دلتنگ منی، یک به یک فاصله ها را بردار. • • • ” خداحافظی ات ” عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن… مدت ...